الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

55

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

كه چون ما اشياء بزرگ را همان اندازه كه هستند درك مىكنيم ، اگر صور ادراكى مادى باشند ، انطباع كبير در صغير لازم مىآيد ؛ يعنى ، بايد صورت ادراكى بزرگ مادى در مادهء كوچك چشم يا عضو ديگرى منطبع گردد و اين محال است . 2 - 1 - 2 - 8 : اشكال اين مسئله به مناسبت ديگرى در مبحث وجود ذهنى نيز مطرح شد و آن اينكه اگر در هنگام ادراك تصورى ماهيت اشيا در ذهن موجود شوند ، بايد بپذيريم كه اشياء محسوس با همان ماهيت محسوسشان در ذهن ما تحقق مىيابند . يك دسته از اشياء محسوس اشياء مرئى هستند . ما چشم خود را به طرف آسمان باز مىكنيم و تمام آسمان را با ستاره‌هاى آن و با آن وسعت عظيمش ادراك مىكنيم ؛ حال اگر ، بنابر قول به وجود ذهنى ، در اين رؤيت ماهيت محسوس آسمان در ذهن ما موجود شود ، بايد يك صورت مادى بسيار بزرگ در ما به وجود آيد و اين صورت ، چون مادى است ، طبعا روى يك عنصر مادى تحقق پيدا مىكند و اين عنصر مادى ، چه چشم باشد يا اعصاب چشم و چه مغز در هرحال ، در بدن ماست و كوچكتر از آن است ، در حالى كه مرئى ما از نظر بزرگى قابل قياس با بدن ما نيست . پس اگر اين صورت مادى با آن حجم بزرگش در عضوى مادى منطبع گردد ، انطباع كبير در صغير لازم مىآيد كه محال است . لهذا بايد قائل شويم كه اشيا با همان ماهيتى كه در خارج دارند در ذهن موجود نمىشوند ، بلكه صورت بسيار كوچكى از آنها در ما به‌وجود مىآيد كه ماهيتا با شىء خارجى متفاوت است : و يندفع بذلك اشكال اوردوه على القائلين بالوجود الذهنيّ و هو انّا نتصوّر الأرض على سعتها بسهولها و براريها و جبالها و ما يحيط بها من السماء بارجائها البعيدة و النجوم و الكواكب بابعادها الشاسعه و حصول هذه المقادير العظيمة في الذهن ، اي انطباعها فى جزء عصبيّ او جزء دماغيّ ، من انطباع الكبير في الصغير و هو محال . 3 - 1 - 2 - 8 : جواب قائلين به انطباع قائلين به انطباع در جواب اين اشكال گفته‌اند كه ، هرچند صورت شىء مرئى بمراتب از عضو ادراكى ما ، كه محل انطباع اين صورت است ، بزرگتر است ، به لحاظ اينكه محل انطباع اين صورت سطح عضو است ، اشكالى پيش نمىآيد ؛ زيرا هم آن صورت بزرگ به نهايت جزء