الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

54

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

لا ينافيه ما سيأتي انّ الصور العلميّة مطلقا مجرّدة عن المادّة ، فانّ ترتّب آثار الكيف النفسانيّ و كذا التجرّد حكم الصورة العلميّة في نفسها و الحكاية و عدم ترتّب الآثار حكمها قياسا الى الخارج و من حيث كونها وجودا ذهنيّا لماهيّة كذا خارجيّة . 1 - 2 - 8 : اشكال ششم بر وجود ذهنى و جواب آن 1 - 1 - 2 - 8 : تاريخچهء اشكال قبل از توضيح اشكال ، بهتر است به تاريخچهء آن اشاره كنيم . در جواب اين سؤال كه « كيفيت رؤيت اشيا چگونه است ؟ » از قديم بين فلاسفه ، اختلاف وجود داشته است . به عقيده گروهى ، در هنگام رؤيت ، صورتى از شىء مرئى در چشم ما منطبع مىشود و ما با تحقق آن صورت در چشم خود آن شىء را مىبينيم ، مثل صورتى كه در آينه مىافتد و ما به وسيلهء آن شىء در مقابل آينه را رؤيت مىكنيم . در مقابل ، گروه ديگرى به خروج شعاع از چشم قائل بودند . به عقيدهء اينان ، در هنگام رؤيت ، شعاعى مخروطى شكل از چشم خارج مىشود كه رأس آن در چشم است و قاعدهء آن در شىء مرئى است و به اين وسيله رؤيت صورت مىپذيرد و بزرگ و كوچك شدن قاعدهء مخروط بستگى به دورى و نزديكى و بزرگى و كوچكى شىء مرئى دارد . گروه اوّل مشهور به قائلين به انطباع هستند و گروه دوم مشهور به قائلين به خروج شعاع . قائلين به خروج شعاع بر قائلين به انطباع اشكال كرده‌اند كه بنابر انطباع لازم مىآيد كه چشم به اندازهء شىء مرئى بزرگ باشد ، زيرا ما اشياء مرئى را به همان اندازه كه بزرگ‌اند درك مىكنيم ، نه كوچك و ريز ؛ يعنى ، نه تنها آنها را مىبينيم ، بلكه آنها را بزرگ هم مىبينيم ، پس بايد در هنگام ديدن اشياء بزرگ چشم به اندازهء آنها بزرگ باشد ، با اينكه چنين نيست ، چشم عضو كوچكى است كه حجم آن بسيار كم است . در هرحال ، محققين از فلاسفهء اسلامى قائل به انطباع‌اند مسئله فوق به شكلى كه ديديم در كتاب نفس مطرح شده است . همين مسئله كم‌كم به شكل ديگرى در مبحث علم نيز مطرح شد و آن اينكه صورت مرئى ، كه در حالت رؤيت درك مىشود ، مجرد است يا مادى . فلاسفهء قبل از صدر المتألهين صورت مرئى ناشى از شىء مرئى را صورتى مادى مىدانند . به نظر ايشان ، تنها صور كلى مجردند ولى صور حسى و خيالى مادىاند اما صدر المتألهين ، بر خلاف گذشتگان ، قائل است كه تمام صور ادراكى ، اعم از حسى و خيالى و عقلى ، مجردند . يكى از ادلهء صدر المتألهين همين مطلب است