الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
43
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
1 : موضوع فلسفه 1 - 1 : تعيين موضوع فلسفه در تعيين موضوع فلسفه ، بحثهايى وجود دارد كه در اين مدخل مطرح نشده است . « 1 » لهذا ما نيز از آن صرفنظر مىكنيم و صرفا يادآور مىشويم كه موضوع فلسفهء اولى موجود است . 2 - 1 : تعريف موضوع فلسفه مفهوم وجود و به تبع آن مفهوم موجود - كه مشتق از آن است - از بديهىترين مفاهيم ذهن انسان هستند و به تعريف آنها حاجت نيست : فإنّ موضوعها الموجود العامّ الذى نتصوّره تصورا اوّليا . نهتنها دو مفهوم فوق ، بلكه ساير مفاهيمى كه در موضوعات و محمولات مسائل فلسفى بهكار مىروند و به « امور عامه » يا « معقولات ثانيه فلسفى » و يا « احوال كليه » مشهورند ؛ از قبيل وحدت ، كثرت ، فعليت ، قوه ، امكان ، ضرورت ، امتناع ، خارجيت ، ذهنيت ، عليت ، معلوليت ، جوهر ، عرض ، ماهيت ، استقلال ، نياز ، ربط و نيز مشتقات آنها ؛ همه و همه بىنياز از تعريفاند و اگر گهگاه تعريفى از آنها ديده مىشود ، شرح اسم است ، نه تعريف حقيقى ؛ تعريف حقيقى ، يعنى تعريف حدى و رسمى ، براى آنها ممكن نيست ، زيرا حد و رسم مبتنى بر جنس و فصل و حداقل مبتنى بر جنساند ، درحالىكه اين مفاهيم جنس و فصل ندارند . در اينجا مسئله ديگرى نيز در خور طرح است كه در كتاب ذكرى از آن به ميان نيامده و ما صرفا به توضيح صورت آن مىپردازيم و از هرگونه استدلال و ردّ و ايرادى پرهيز مىكنيم و آن اينكه « آيا بداهت مفهوم وجود و ساير معقولات ثانيهء فلسفى خود بديهى است يا نيازمند برهان است ؟ » و در هرحال ، « آيا برهانى براى آن وجود دارد يا نه ؟ » به عبارت ديگر ، اگر كسى
--> ( 1 ) - طالبان را به فصل اول و دوم از مقالهء اول الهيات شفا ارجاع مىدهيم .