الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

44

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

بداهت مفهوم وجود يا ديگر معقولات ثانيه فلسفى را منكر شود و از ما تعريف طلب كند ، « آيا براى چنين كسى مىتوان برهان بر بداهت معقولات ثانيهء فلسفى اقامه نمود و بىنيازى آنها را از تعريف اثبات كرد يا نه ؟ » آيا همان‌طور كه تصور معقولات ثانيهء فلسفى بديهى است ؛ تصديق به بداهت آنها نيز بديهى است ؟ به عقيدهء حكما ، تصديق به بداهت آنها - بويژه مفهوم وجود و مشتقات آن - بديهى است و نياز به برهان ندارد ، در عين‌حال براى منكران نيز مىتوان از طريق بساطت اين مفاهيم برهان اقامه كرد . 3 - 1 : اثبات موضوعيت مفهوم موجود گفتيم كه موضوع علم كلّ يا كلّىترين مفهومى است كه قابل صدق بر موضوعات مسائل علم است و محمولات آن مسائل نيز از عوارض ذاتيهء آن هستند . طبق اين نظر ، براى اثبات اينكه مفهوم موجود موضوع فلسفه اولى است بايد دو مطلب را ثابت كرد : اوّل ، مفهوم « موجود » كلىترين مفهوم قابل صدق بر موضوعات مسائل فلسفى است . دوم : محمولات فلسفى - كه در حقيقت ساير معقولات ثانيه فلسفى هستند - همه از عوارض ذاتيه اين مفهوم‌اند . مطلب اول بديهى است و محتاج برهان و استدلال نيست . بدون شك ، در ذهن ما ، مفهومى اعم از وجود و موجود نيست ، مفهوم موجود بر تمام اشيا ، اعم از واجب و ممكن و جوهر و عرض ، صدق مىكند و در مرحلهء اوّل / فصل چهارم / 1 خواهيم گفت كه اين مفهوم به يك اعتبار حتى بر مصداق نقيض خود ، يعنى بر معدومات ، نيز صادق است . اثبات مطلب دوم نيز دشوار نيست . گفتيم كه عرض ذاتى محمولى است كه بر موضوع حمل مىشود از آن جهت كه موضوع خودش خودش است . عوارض ذاتيهء موجود نيز محمولاتى هستند كه بر موجود از آن جهت كه موجود است حمل مىشوند ؛ پس جهت اثبات مطلب دوم كافى است ثابت كنيم كه ساير معقولات ثانيه - كه تماما از محمولات فلسفى به شمار مىروند - از اين قبيل‌اند . قبل از هرچيز ، لازم است اصطلاح « موجود از آن جهت كه موجود است » را توضيح دهيم تا خودبخود به مقصود نزديك شويم . به هر موجودى مىتوان از جهات و حيثيات مختلف و از زواياى گوناگون نگريست و در هر نگرشى احكام و قوانين خاصى كه از آن جهت و حيثيت بر آن حاكم است به دست آورد و