السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

99

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مىكنيم . فصل دوم : جوهر در اولين تقسيمات مقوله جوهر ، آن را به پنج قسم تقسيم كرده‌اند : ماده ، صورت ، جسم ، نفس و عقل . دليلشان در اين تقسيم نيز استقراء و تفحص مىباشد . منظور از استقراء در اين بحث و مشابه آن اين است كه تا اين اندازه برهان و دليل عقلى داريم ، و بر بيش از اين دليل و برهانى پيدا نكرديم . عقل ، جوهرى است كه ذاتاً و عملًا مجرد از ماده است . نفس ، جوهرى است كه ذاتاً مجرد است ليكن در مقام عمل تعلق به ماده دارد . ماده جوهرى است كه حامل قوه و استعداد است . صورت جسمى جوهرى است كه مفيد فعليت امتدادهاى سه گانه طولى و عرضى و عمقى ماده است كه در ماده به طور قوه موجود مىباشد . جسم هم جوهرى است كه در جهات سه گانه مزبور امتداد و اتصال دارد . ( جسم ، جوهر سه بعدى است و صورت ، جوهرى است در جسم كه اساس سه بعد را تشكيل مىدهد ) . ذكر صورت جسمى در اين تقسيم ، ذاتى نبوده به طور بالعرض مىباشد ، زيرا صورت همان فصل است كه به شرط لا اعتبار شده است و پيش از اين گفتيم كه فصل‌ها در حقيقت تحت جنس اعلى وارد نيستند و گرنه احتياج به بى نهايت فصل خواهند داشت . نظير همين مطلب در نفس هم جريان دارد ، يعنى نفس هم ( در مواردى كه نفس هست ) صورت و كمال بالفعل ، ماهيت نوع در مقولهء جوهر است و صورت هم همان فصل است و فصل تحت جنس مقوله وارد نيست . صورت جسمى در جوامد و نفس در چيزهايى كه حيات نفسانى دارند هر دو همانند هم ، فصل آنها هستند و فصل بسيط است و جنس ندارد . فصل سوم : جسم شك نيست كه اجسام گوناگونى وجود دارند كه همگى در اصل جسميت