السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
100
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
شريكند : جوهرى كه در جهات سه گانه امتداد دارد . جسميت همين است ، جسم ، قابل تقسيم در جهات فرضى مختلف مىباشد . جسم يك وحدت اتصالى محسوس دارد ، ولى آيا واقعاً هم همين طور است ؟ حقيقتاً هم متصل است يا اينكه بر خلاف حسّ ، مجموعهاى از اجزاء با فاصله است ؟ و اگر واقعاً متصل است اجزاى بالقوهاش متناهى هستند يا غير متناهى ؟ و اگر اجزاى مزبور منفصل هستند اجزاى بالفعلش - منظور آن مقدار جزء است كه در تجزيه خارجى به آن رسيدهايم - ديگر قابل انقسام خارجى نيست ليكن تقسيم وهمى و عقلى را مىپذيرد ؟ چون به هر حال آن ذرّات هم جرمهاى كوچكى هستند كه حجم دارند يا اينكه حتى انقسام وهمى و عقلى را هم نمىپذيرند ؟ به اين جهت كه بگوييم : آنها حجم هم ندارند و فقط قابل اشارهء حسىّ هستند ؟ حالا اجزاى مزبور متناهى هستند يا غير متناهى ، خود بحثى جداگانه است . هر يك از اين احتمالات معتقدانى دارد كه بر روى هم پنج عقيده مىشود : « 1 » 1 . اعتقاد اين كه جسم يك متصل واحد حقيقى است همانطور كه حسّاً نيز همين طور است و بنابراين اجزاى بالفعل ندارد ؛ يعنى يك متصل واحد است ولى مىتوان اجزايى برايش درست كرد به اينطور كه تقسيمش نمود ( چنين جزءهايى بالقوه هستند ليكن مىتوان با تقسيم خارجى بالفعل كرد ) ، اجزاى بالقوه مزبور هم متناهى هستند و تا بى نهايت نمىتوان پيش رفت . اين عقيده را از شهرستانى نقل كردهاند . « 2 » 2 . جسم همانطور كه محسوس است يك متصل حقيقى است و تقسيمات لايتناهى مىپذيرد ، تقسيم يك جسم هيچگاه وقوف پيدا نمىكند ؛ به اين معنا كه با بريدن يا اختلاف دو سطح و مانند آن تقسيم خارجى پيدا مىكند ، و وقتى به آنجا كشيد كه به علت كوچكى زياد حجم آن ديگر امكان تقسيم خارجى نبود قوهء واهمه شروع به تقسيم ذهنى مىكند ، مىگويد اين حجم كوچك هم بالاخره طول و عرض
--> ( 1 ) . استاد ، در كتاب نهايه هفت عقيده شمردهاند ( 2 ) . اسفار ، ج 5 ، ص 17 ، و شرح تجريد قوشجى ، ص 143