السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

84

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

فصل سوم : معناى ذاتى و عرضى مفاهيمى كه در ذات ماهيات اعتبار شده و در حدّ و تعريف ماهيت اخذ شده‌اند ذاتيات ناميده مىشوند ، همان‌ها كه اگر برداشته شوند ماهيت به كلى نفى مىشود . غير آنها عرضيات اند كه حمل بر ذات مىشوند ، و اين عرضيات ، اگر انتزاعشان از ماهيت و حملشان بر ماهيت محتاج يك ضميمه‌اى باشد ، محمول بالضميمه ناميده مىشوند و گرنه خارج محمول هستند . حيوان و ناطق ذاتى انسانند كه اگر نفى شوند اصل انسان نفى مىشود . مفهوم « گرم و سرد » عرضى است آن هم از نوع محمول بالضميمه ، زيرا حمل آن بر انسان به اقتضاى نفس ذات نيست بلكه بايد گرما و سرمايى از خارج به آن متصل شود تا ماهيت بتواند به آن موصوف شود . مفهوم « ممكن » و شىء عرضى خارج محمول‌اند زيرا داخل مفهوم انسان و يا حيوان ناطق نيستند ولى حملشان بر انسان احتياج به ضمّ چيزى ندارد و از خود ذات ماهيت عنوان ممكن و شىء انتزاع مىشوند . « 1 » مفاهيم ذاتى ، از عرضى امتيازاتى دارند از جمله : 1 . ذاتيات بيّن و واضح بوده ثبوتشان براى ماهيت احتياج به دليل ندارد . 2 . از علت خارجى بى نياز بوده غير از علت اصل ماهيت ، علتى ديگر ندارند ، همان‌چه كه علت تحقق انسان است علت تحقق حيوان و ناطق هم مىباشد . 3 . ذاتيات مقدم بر اصل ذات ( ماهيت ) هستند . تا حيوانيت و ناطقيت نباشد انسانيت درست نمىشود . « 2 » ممكن است بگوييد : ذاتيات چگونه بر اصل ذات مقدم‌اند ؟ مگر آنها اجزاى ذات

--> ( 1 ) . استاد علامه براى خارج محمول مفهوم عالى و سافل را مثال زده‌اند كه بدون احتياج به ضم ضميمه‌اى به اصل جسم ، بر آن حمل مىشود . ولى به نظر مىرسد چندان دقيق نباشد ، زيرا تا وضع خاصى به جسم متصل نشود موصوف به بالا و پست نخواهد شد ( 2 ) . تحقيق علائم ذاتى را در منطق المقارن ، ص 75 ملاحظه فرماييد