السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

83

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

قسم اول ماهيت به شرط شىء است كه « مخلوطه » ناميده مىشود . قسم دوم ، ماهيت به شرط لا است كه « مجرده » ناميده مىشود . و قسم سوم ماهيت لا به شرط است كه « مطلقه » ناميده مىشود . اصل ماهيت بدون لحاظ هيچ يك از سه قسم مزبور ، همان ماهيت مقسم است كه كلى طبيعى ناميده مىشود و هيچ گونه لحاظ و قيدى حتى قيد كليت ندارد . وقتى در ذهن تصور مىشود كليت بر آن عارض مىشود و در نتيجه قابل تطبيق بر افراد زيادى مىباشد . به نظر ما كلى طبيعى به اين طور است كه هر طبيعت موجود در ضمن يك فرد ، به طور مستقل و جدا از افراد ديگر است ، حسن يك طبيعت انسان است و تقى يك كلى طبيعى ديگر و حسين يك كلى طبيعى ديگر . . . ( گفتيم كه صفت كليت به اعتبار اين است كه وقتى در ذهن تصور مىشود ، جدا از افراد كليت دارد ليكن اصل طبيعت مجازاً به طور دائم كلى طبيعى ناميده مىشود ) . پس به تعداد افراد ، كلى طبيعى داريم ، و اين است كه مىگويند نسبت كلى طبيعى و افراد ، نسبت پدران متعدد و فرزندان متعدد است ، نه نسبت يك پدر و فرزندان متعدد . اگر ماهيت به طور وحدت عددى و يك واحد در همهء افراد باشد لازمه‌اش اين است كه يك واحد عيناً كثير باشد ، يعنى با اين‌كه ماهيت يك موجود است در عين حال چون با افراد ، متحد است متعدد و كثير باشد . و همين طور لازمه‌اش اين است كه آن ماهيت واحد عددى موصوف به صفات متقابل و متناقضى باشد . هم جاهل و هم عالم ، هم قاعد و هم قائم و . . . زيرا كه افراد مختلفند و ماهيت هم به طور موجود واحد با آنها متحد است . « 1 »

--> ( 1 ) . توضيح بيشتر بحث كلى طبيعى و اقوال مربوط به وجود و نوع آن و فايده اين بحث را در كتاب‌هاى منطقى اين جانب ، مقصود الطالب ، ص 156 و . . . و شرح منظومه ، ص 97 و منطق المقارن ، ص 67 و ترجمه فارسى آن ملاحظه كنيد