السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

82

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

خلاصه اين‌كه ماهيت به طور حمل اولى بر خودش حمل مىشود ومىگوييم انسان انسان است ولى غير خودش ، هر چه كه باشد ( هر چند مثل امكان و زوجيت از لوازم ماهيت باشد ) ، در حمل اولى ، از آن سلب مىشود . فصل دوم : اعتبارات مختلف ماهيت ماهيت در مقايسه با چيزهاى ديگرى كه تصور الحاق آنها به آن مىشود سه گونه اعتبار مىشود : به شرط شىء ، به شرط لا ، لا به شرط . و اين تقسيم به طور حصر عقلى بوده ، احتمال قسم چهارمى نيست : 1 . به شرط شىء ، اين است كه ماهيت را به طور مقارن با خصوصيات ديگر در نظر گرفته ، بر مجموع آنها انطباق دهيم مثل اين‌كه انسان را با خصوصيات زيد در نظر بگيريم و ماهيت انسان را بر مجموع آنها تطبيق كنيم . 2 . به شرط لا ، اين است كه مقيد كنيم كه چيزى با ماهيت نباشد . البته همين معنا دو جور تصور مىشود : 1 . نظرمان فقط به ماهيت باشد و فقط ذات ماهيت را كه جز خودش نيست ببينيم كه در مباحث ماهيت وقتى مىگوييم ماهيت ، به شرط لا است و فقط خودش مىباشد و جز خودش چيزى نيست همين معنا منظور است . 2 . ماهيت را به قيد تنهايى ببينيم نه اين‌كه چيز ديگر را نبينيم ، بلكه حالت تنهايى ماهيت را به عنوان قيدش ببينيم ، به طورى كه هر مفهومى غير از ماهيت ، فرض شود زايد بر آن بوده داخل آن نيست و وقتى با چيز ديگرى لحاظ شود هر دو با هم يك مجموعى را تشكيل مىدهند كه ماهيت جزء آن مجموعه است و در نتيجه بر آن حمل نمىشود . چون جزء بر كل حمل نمىشود . 3 . لا به شرط ، اين است كه چيزى همراه ماهيت شرط نشود ، بلكه به طور مطلق لحاظ شده همراهى چيز ديگر و يا همراه نبودن و تنها بودن ، هيچ‌كدام قيد ماهيت نباشند و در نتيجه هر دو تجويز شود .