السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
81
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
مرحلهء پنجم : ماهيت و احكام آن فصل اول ماهيت يعنى همانچه كه در پاسخ پرسش از چيستى اشياء مىآيد ، چون اتصاف به اوصاف متقابل ( چون وجود و عدم ، وحدت و كثرت ، كلى و فرد و . . . ) را مىپذيرد ، بديهى است كه در ذات خود هيچ يك از صفات مزبور را ندارد و همهء اوصاف از ذات ماهيت بنفسه ، سلب هستند . ماهيت بنفسه چيزى جز خودش نيست ، نه موجود است و نه معدوم ، و نه هيچ چيز ديگر . اينكه مىگويند : نقيضان از مرتبهء ماهيت و ذات ، برداشته شده است ، منظورشان همين است . هيچ يك از دو نقيض ( وجود و عدم و نه هر دو نقيض و همينطور در هر مورد ديگر ) در ذات ماهيت نيستند ، هر چند ماهيت در متن واقع به هر حال يكى از دو صفت را دارد . ماهيت انسان كه مثلًا حيوان ناطق است گر چه همواره يا موجود است يا معدوم ، و نه هر دو صفت با يكديگر جمع مىشوند و نه هر دو با هم رفع مىشوند ، ليكن هيچ يك از وجود و عدم در حقيقت انسان اخذ نشدهاند . انسان براى خود يك معنايى دارد غير از معناى هستى و نيستى و غير از همهء صفاتى كه عارض بر وجود و عدم يا ماهيت مىشوند ، انسان معنايى دارد و امكان كه عارض بر آن است معنايى ديگر . عدد چهار معنايى دارد و صفت زوجيّت عارض آن ، معنايى ديگر .