السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
74
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
است كه به نفس ماهيت مربوط است ، ولى امكان استعدادى به شىء موجود خارجى كه در مسير شدن يك شىء ديگر است مربوط مىشود . تفاوت امكان استعدادى و امكان وقوعى هم در اين است كه اولى فقط در ماديات است كه استعداد دارند ، ولى دومى اعم از ماديات است يعنى امكان وقوعى در مجردات هم جريان دارد . مىتوانيم بگوييم : فلان عقل يا فرشته مجرد ، امكان وقوعى داشته از وجودش هيچ گونه محاليتى لازم نمىآيد . فصل هفتم : امكان ذاتى يك اعتبار عقلى و لازمهء ماهيت است امكان يك اعتبار عقلى است ، زيرا صفتى براى ماهيت مجرد از وجود و عدم است و بدون شك چنين ماهيتى صرفاً يك اعتبار عقلى است ، امكان هم كه صفت اوست همين طور ، البته ماهيت به حسب واقع يا موجود است و همانطور كه پيش از اين گفتيم دو وجوب دارد ، و يا معدوم است و دو امتناع دارد - وجوب و امتناع سابق و لاحق - ، ولى سخن در ماهيت بالذات و بنفسه است و ماهيت مجرد و بنفسه صرفاً يك اعتبار عقلى است . و در عين حال امكان مزبور لازمهء ماهيت بنفسه است چون وقتى ماهيت را بنفسه و با قطع نظر از وجود و عدم در نظر مىگيريم در نفس ماهيت ، ضرورت وجود و عدم را نمىيابيم و همين لا ضرورت وجود و عدم را امكان مىگوييم . البته امكان به طور دقيقتر ، تساوى نسبت به وجود و عدم است و اين معنا لازمهء لاضرورت مزبور است نه عين آن . ليكن عقل به جاى لا ضرورت وجود و عدم كه دو سلب و نفى اند ، لازمهء آن دو يعنى تساوى مزبور را مىگذارد و در نتيجه امكان يك معناى ثبوتى مىشود . فصل هشتم : احتياج ممكن به علت و ملاك احتياج مزبور اينكه ممكن الوجود براى وجودش احتياج به علت دارد از بديهيات اوليه است