السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

73

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

استعداد انسان شدن دارد . انسان امكان استعدادى دارد كه در نطفه پيدا شود . تفاوت امكان استعدادى و امكان ذاتى اين است كه امكان ذاتى به طورى كه بعداً هم خواهيم گفت يك اعتبار عقلى است كه به نفس ماهيت مربوط است و ماهيت بنفسه بدان موصوف مىشود . ولى امكان استعدادى يك صفت وجودى است كه به ماهيت موجود مربوط مىشود ، نه به نفس ماهيت ، و به تعبير ديگر امكان استعدادى به نطفه‌اى كه در مسير انسان شدن است مربوط است ، نطفهء موجود ، نه ذات ماهوى آن ، و به همين جهت است كه امكان استعدادى قابل شدت و ضعف است . امكان مثلًا تحقق انسان در علقه بيش از نطفه است . ولى در امكان ذاتى به هيچ وجه شدت و ضعف نيست . و به همين جهت امكان استعدادى زوال‌پذير است ، وقتى مستعد له حاصل شد ديگر استعداد براى آن ، در كار نيست چون حاصل شد . ولى امكان ذاتى كه لازمهء ماهيت است هيچ گاه از بين نمىرود و هر جا كه ماهيت باشد آن هم هست . انسان همواره به حسب ذات ، ممكن الوجود است ولى يك نطفه وقتى انسان شد ديگر استعداد انسان شدن را ندارد ، زيرا انسان حاصل گرديد . و باز به همين جهت است كه در امكان استعدادى مستعد له ( همان شىء متوقع ) تعين دارد ؛ مثلًا نطفه براى انسانيت استعداد دارد ، ولى در امكان ذاتى هيچ طرفى تعين ندارد ، امكان ذاتى يعنى تساوى ماهيت نسبت به وجود و عدم و هيچ يك از وجود و عدم تعين ندارند . محل امكان ذاتى ، نفس ماهيت است ولى محل امكان استعدادى ماده خارجى است ، البته ماده به معناى اعم كه شامل هر سه مورد ماده مىشود يعنى هيولا كه جوهرى است قابل صور مثل هيولا و مادهء عناصر ، و بدن كه متعلق نفس مجرد است و نفس فقط ، تعلق و تدبير بدن را دارد ، نه حلول در بدن ، مثل ماده و صورت به معناى اول ، و سوم موضوع عرض مثل جسم كه موضوع مقداريات و كيفيات است . به هر حال همهء اين خصوصيات براى اين است كه امكان ذاتى يك اعتبار عقلى