السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
58
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
بسته نشدهاند . البته منكر فعل و انفعالات مادى در هنگام احساس و تخيل يك شىء نيستيم ، ليكن اينها مقدمات زمينه ساز ادراكات جزئى هستند ، اينها ذهن را آماده پذيرش صور جزئى مثالى مىسازند . اشكال ششم : دانشمندان طبيعى ( در رشته فيزيولوژى ) گفتهاند كه حقيقت ادراك حسى و تخيلى اين است كه صورتهاى مادى اجسام با همهء خصوصياتشان در اعصاب ادراكى نقش بسته و با تصرفى كه طبق خاصيت اعصاب مزبور در آنها انجام مىشود به مركز مغز منتقل مىشوند و آنگاه انسان با نوعى مقايسه ميان اجزاى صورت ادراكى مغزى خويش به حقيقت طلب مىرسد . و بنابراين به خوبى دريافت كه ديگر وجود ذهنى به معناى حضور خود ماهيات در ذهن نداريم بلكه با دقت در خصوصيات صورت ادراكى و با كمك حسّ اندازهگيرى خودمان به واقعيت خارجى پى مىبريم . به نظر ما اين هم اشكالى نيست . فعل و انفعالات مادى مذكور هنگام علم به جزئيات خارجى ( ادراكات حسى و تخيلى ) مورد قبول ماست ، ليكن بايد دانست كه صور نقش بسته و مرتسم در اعصاب ادراكى و سلولهاى مغزى كه مغاير با معلومات خارجى هستند ( و بعداً با كمك حسّ ديگرى ما را به معلومات خارجى مىرسانند ) معلوم بالذات ما نيستند ، اينها مقدماتى هستند كه نفس را براى حضور ماهيات خارجى با يك وجود مثالى غير مادى آماده مىسازند . و گرنه همانطور كه پيش از اين اشاره كرديم سفسطه خواهد شد ، چون ميان واقعيت خارجى و صور ادراكى در اعصاب مغايرت وجود دارد پس آنها علم به واقع نيستند . و بنابراين راهى به خارج نيست . و بر عكس مىخواهيم بگوييم اشكال مزبور خود از جمله قوىترين دليلهاى وجود ذهنى - حضور ماهيات به طور مجرد و غير مادى در ذهن - مىباشد ! چون طبق نظريه دانشمندان طبيعى وجود ادراكى مادى اشياء به هر صورت كه باشد همراه يك