السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

47

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مرحلهء دوم : تقسيم وجود به خارجى و ذهنى فصل مشهور فلاسفه معتقدند ماهيات غير از وجود خارجى كه منشأ آثار متوقع از شىء مىباشد وجود ديگرى هم دارد كه آثار مزبور را ندارد و آن را « وجود ذهنى » مىنامند . « 1 » انسان خارجى كه ماهيت و حدش اين است كه جوهرى است داراى نفس نباتى و حيوانى و ادراك . چون جوهر است قيام به موضوعى ندارد ( بر خلاف عرض ) ، و چون جسم است امكان سه بعد ( طول و عرض و ارتفاع ) دارد . چون نبات و حيوان و انسان است خصوصيات نباتى و حيوانى و انسانى دارد . انسان خارجى آثار اين اجناس و فصول و خواص آنها را داراست ، ليكن انسان ذهنى ، ماهيت و حدّ انسان را دارد ليكن هيچ يك از آثار مزبور را ندارد . عده‌اى معتقدند كه آنچه وجود ذهنى نام گرفته است چيزى جز شبح ماهيت نيست . شبح يعنى كيف و عرضى ذهنى كه قائم به نفس است و با ذات معلوم خارجى

--> ( 1 ) . وقتى آثار مىگوييم - در اين بحث - منظورمان كمال يك چيز است ، خواه كمال اولى يك چيز كه مايه تماميت حقيقت يك شىء است چون توانيّت و درّاك بودن انسان ، يا كمال دوم شىء كه پس از تماميت حقيقت ، وصف يك شىء مىباشد ، چون تعجب و خنديدن انسان ، حرارت آتش ، و شيرينى قند و . . .