السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

345

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

متواطى ، مفهومى است كه صدق آن بر همهء افراد ، يك‌نواخت مىباشد و افراد آن ، تقدم و تأخر يا اولويّت يا شدت و ضعف و يا اختلاف ديگرى از اين قبيل در مصداقيت براى آن مفهوم ندارد ؛ مثلا مفهوم « جسم » بر همهء مصاديقش به طور يك‌سان ، حمل مىشود و هيچ جسمى نيست كه از نظر جسميّت ، مزيّتى بر جسم ديگر داشته باشد ، هرچند هركدام از اجسام داراى خواصى هستند و بعضى از آنها مزايايى بر بعضى ديگر دارند ولى از نظر صدق مفهوم جسم ، تفاوتى با يكديگر ندارند . اما مشكك ، مفهومى است كه صدق آن بر افراد و مصاديقش ، متفاوت مىباشد و بعضى از آنها از نظر مصداقيّت براى آن مفهوم ، بر بعضى ديگر مزيت دارند . چنان‌كه همهء خطها در مصداق بودن براى طول ، يك‌سان نيستند و مصداقيت خط يك مترى براى آن ، بيش از مصداقيت خط يك سانتيمترى است . يا مثلا مفهوم سياه بر همهء مصاديقش به طور يك‌سان ، حمل نمىشود و بعضى از سياهىها شديدتر از برخى ديگر مىباشد . متى ( - چه‌گاهى ) متى عبارت است از هيئتى كه براى شىء از نسبتش به زمان و بودنش در آن پديد مىآيد . هرحركتى ، از آن جهت كه يك وجود سيال ، ممتد و تدريجى دارد ، داراى مقدار غير قارّى است كه مخصوص به همان حركت است ، و با امتدادهاى غير قارّ ديگر حركات مغاير مىباشد . بنابراين ، هرحركت خاص و مشخصى ، يك زمان خاص و مشخصى دارد ؛ اما بعضى از اين زمان‌ها قابل انطباق بر بعض ديگراند . و زمان عمومى و مستمرى كه همهء حركات را با مقايسه با آن ، اندازه‌گيرى مىكنيم ، همان زمان حركت زمين به دور خودش است . ما اين زمان را مقياسى براى سنجش زمان‌ها و حركات گوناگون قرار داده‌ايم ، و در مقايسه با اين زمان تقدم و تأخر و كوتاهى و بلندى حركات و زمان‌ها معين مىگردد . براى حوادث و رويدادها ، به لحاظ نسبتى كه به زمان دارند ، هيئت خاصى پديد مىآيد ، و اين هيئت همان مقولهء متى را تشكيل مىدهد . مثل افلاطونى ر . ك : عقول عرضى . محسوسات آن قضايايى است كه تصديق به آنها منوط به احساس مىباشد ، مانند تصديق به اين‌كه : اكنون هوا گرم است ، و اين پارچه نرم است . محمول بالضميمه و خارج محمول مفاهيم عرضى به نوبهء خود بر دو دسته