السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
340
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
ذاتا نه قسمتپذير است ، و نه نسبتپذير » . با قيد « عرض » واجب الوجود تعالى و جوهر از تعريف بيرون مىروند ، و با قيد « عدم پذيرش قسمت » كميت ، و با قيد « عدم پذيرش نسبت » مقولات هفتگانهء نسبى از تعريف خارج مىشوند . و با قيد « ذاتا » چيزهايى كه قسمت و نسبت ، بالعرض و يا بالتبع بر آنها عارض مىگردد ، در تعريف داخل مىشوند . چنانكه ملاحظه مىشود در تعريف فوق ، كيفيت با دو قيد عدمى تعريف شده است ؛ و ماحصل اين تعريف آن است كه كيفيت عرضى است كه كميت نباشد و هيچيك از اعراض نسبى نيز نباشد . دليل اينكه فلاسفه كيفيت را اينگونه تعريف كردهاند ، آن است كه آنها به يك ويژگى لازم اين مقوله ، كه همهء انواع و اقسام آن را در بر گيرد ، دست نيافتهاند ، مگر عنوانى كه از عرض بودن و مغايرت با كمّ و اعراض نسبى تركيب مىشود . كيفيت مخصوص به كميات كيفيات مختص به كميات آن دسته از كيفياتاند كه به واسطهء كميت بر جسم عارض مىشوند ؛ يعنى ابتدا كميت به آنها متصف مىشود ، و آنگاه جسم به خاطر كميتش به آنها متصف مىگردد . اين دسته از كيفيات به حكم استقراء بر سه قسماند : الف . شكل و زاويه . مقصود از شكل هيئتى است كه از احاطهء كامل يك حدّ - مانند دايره - يا چند حدّ - مانند مثلث و مربع - بر كميت ، براى آن كميت به وجود مىآيد . و زاويه عبارت است از هيئتى كه از احاطهء ناقص دو يا چند حدّ كه در يك نقطه با هم تلاقى مىكنند ، پديد مىآيد . بنابراين ، كيفيت عارض بر مجموع جسم متناهى ، شكل است ؛ و اگر جزئى از آن لحاظ شود ، زاويه خواهد بود . ب . كيفياتى كه بر كميت متصل قارّ عارض مىگردد ، اما نه شكل است ، و نه زاويه ؛ مانند : منحنى بودن و مستقيم بودن كه بر خط و سطح عارض مىشود . ج . كيفياتى كه بر عدد عارض مىشوند ، مانند زوج بودن و فرد بودن . كيفيت نفسانى كيفيت نفسانى عرضى است مجرد كه تنها بر جواهر نفسانى عارض مىشود . شيخ الرئيس در تعريف كيفيت نفسانى مىگويد : « كيفيتى است كه به اجسام تعلق نمىگيرد » . فلاسفه امورى مانند علم ، اراده ، ترس ، شجاعت ، يأس ، اميد ، لذت ، درد ، شوق ، نفرت ، محبت و عداوت را از جملهء كيفيات نفسانى دانستهاند .