السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
341
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
كيفيت نفسانى به طور كلى بر دو قسم است : حال و ملكه . به اين صورت كه اگر كيفيت نفسانى در نفس راسخ و پايدار نباشد ، حال ناميده مىشود ؛ و اگر در نفس رسوخ و ثبوت داشته باشد ، ملكه خوانده مىشود . م ماده « ماده » از ريشهء « مدد » مىباشد و در لغت دو معنا براى آن بيان شده است : يكى مددكننده و ديگرى امتداددهنده ، اما در اصطلاح علوم داراى چند معنا مىباشد : 1 . در منطق قضايايى كه قياس از آنها تشكيل مىشود ، با صرف نظر از شكل و هيئت تركيبى آن ، « مادهء قياس » ناميده مىشود ؛ مثلا گفته مىشود : « مواد » گوناگونى كه در قياس به كار مىروند عبارتند از : يقينيات ، مظنونات ، مشهورات و . . . و نيز گفته مىشود كه قياس به لحاظ « مادهاش » بر پنج قسم است : برهان ، جدل ، مغالطه ، خطابه و شعر . 2 . در فيزيك به موجودى كه داراى صفات خاصى مانند : جرم ، جذب و دفع و اصطكاك پذيرى باشد ، ماده مىگويند و آن را در برابر نيرو و انرژى به كار مىبرند . 3 . در فلسفه ماده به موجودى گفته مىشود كه زمينهء پيدايش موجود ديگرى باشد ؛ مثلا گفته مىشود : خاك مادهء گياه است ، چرا كه گياه از آن به وجود مىآيد . 4 . در منطق كيفيت واقعى نسبت ميان موضع و محمول قضيه ، يعنى وجوب ، امكان و امتناع ، ماده ناميده شده و به اين سه امر ، « مواد سهگانه » گفته مىشود . توضيح اينكه منطقى مىگويند : هرگاه قضيهاى تشكيل شود و ميان محمول و موضوعى رابطه و نسبتى برقرار گردد ، نسبت آن محمول به موضوع خود در واقع و نفس الامر از سه حال بيرون نيست : حالت اول : اينكه ثبوت محمول براى ذات موضوع ضرورت و حتميت داشته باشد ، مانند قضيهء : « چهار زوج است » . كه در آن زوجيت براى عدد چهار ضرورت و حتميت دارد و سلبش از آن محال مىباشد ؛ يعنى عدد چهار ذاتا به گونهاى است كه « بايد » زوج باشد . در اين موارد نسبت محمول به موضوع ضرورت و وجوب است . حالت دوم : اينكه ثبوت محمول براى موضوع محال است . مانند قضيهء : « چهار فرد است » ، كه در آن ثبوت فرديّت براى عدد چهار محال مىباشد ؛ يعنى عدد چهار ذاتا به گونهاى است كه « نبايد » فرد باشد . در چنين مواردى