السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
339
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
محسوس به نوبهء خود بر پنج قسم است : الف . مبصرات يا ديدنىها ، مانند رنگ و نور . ب . مسموعات يا شنيدنىها ، مسموعات همان صورتها هستند . در تعريف صورت آوردهاند : « كيفيتى است كه در اثر قرع عنيف - يعنى كوبيدن با شدت و سختى - و يا قلع عنيف - يعنى كندن با شدت و سختى كه موجب تموج هواى حامل صوتها مىگردد ، به وجود مىآيد . » ج . مذوقات يا چشيدنىها ، چشيدنىها همان مزههايى هستند كه توسط قوه چشايى درك مىشوند . دانشمندان طبيعى مزههاى بسيط را نه قسم دانستهاند ، و ديگر مزهها را تركيبى از آنها به شمار آوردهاند . د . مشمومات يا بوها . مشمومات انواع بوهايى هستند كه به وسيلهء شامه درك مىشوند . ما اسامى خاصى براى بوهاى گوناگونى كه درك مىكنيم ، نداريم تا آنها را به وسيلهء آن اسامى معرفى كنيم . و لذا بوهاى گوناگون را از راه اضافه به موضوعاتشان مىشناسيم ؛ مثلا مىگوييم : بوى مشك و بوى گل . ه ملموسات يا كيفيات قابل لمس . دانشمندان گفتهاند : انواع كيفيات ملموس بسيط دوازده نوعاند ، كه از جملهء آنها حرارت ، برودت ، رطوبت و يبوست است . كيفيات يادشده به طور كلى به دو دسته تقسيم مىشود : انفعالات و انفعاليات . انفعالات به آن دسته از كيفيات محسوس گفته مىشود كه با سرعت زايل مىشوند و به راحتى دستخوش تغيير و تبديل مىگردند ، مانند زردى رنگ رخسار كسى كه خجالت كشيده است . و در برابر انفعاليات به آن دسته از كيفيات محسوس گفته مىشود كه از رسوخ و پايدارى بيشترى برخوردار مىباشند ، مانند زردى رنگ طلا . كيفيت ( - چگونگى ) هرانسانى يك سلسله از حالات مختلف روانى را در درون خويش با علم حضورى مىيابد ، مانند حالت شادى و اندوه ، ترس و اميد ، لذات و درد و . . . همچنين با حواس ظاهرى خودش صفاتى را از اجسام درك مىكند كه غالبا تغييرپذيرند ، مانند رنگها ، مزهها ، بوها ، صداها . فلاسفه همهء اين حالات و صفات روانى و جسمانى را در يك مفهوم كلى مندرج ساخته ، و آن را « كيفيت » ( - چگونگى ) ناميدهاند ؛ و آن را جنسى براى همهء آنها دانستهاند . در تعريف كيفيت آوردهاند كه : « كيفيت عرضى است كه