السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

338

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

كون و فساد واژهء « كون » در لغت عرب به معناى بودن است و در اصطلاح فلسفى به معناى پديد آمدن و تقريبا مرادف با « حدوث » به كار مىرود . و در برابر آن ، واژهء « فساد » به معناى نابود شدن پديده استعمال مىشود . و بدين ترتيب مفهوم « كون » اخص از مفهوم « وجود » مىباشد ، زيرا در مورد موجودات ثابت به كار نمىرود . « كون و فساد » در واقع دو حالتى هستند كه بر جهان طبيعت و ماده يكى پس از ديگرى عارض مىشوند . زيرا موجودات جهان ماده ( به نظر حكماى مشاء ) پيوسته صورتى را از دست مىدهند ( خلع ) و صورت ديگرى را به خود مىگيرند ( لبس ) ، مانند آب كه بخار مىشود . از دست دادن صورت را « فساد » و دريافت صورت جديد را « كون » مىگويند . كون و فساد ، دفعى است و در آن تحقق مىيابد ، در برابر حركت كه امرى تدريجى است و در زمان واقع مىشود . كيفيت استعدادى نام ديگر كيفيات استعدادى « قوه و لا قوه » است . قوه در اين‌جا اصطلاح خاصى است و به معناى « مقاومت در برابر فشار خارجى » مىباشد . معناى جامع كيفيات استعدادى كه قوه و لا قوه هردو را در بر مىگيرد عبارت است از : « استعداد شديد جسمانى به سوى يك امر بيرون از ذات . » و اين خود بر دو قسم است : الف . استعداد شديد به سوى انفعال و پذيرش ، مانند حالت لين و نرمى موم ؛ و نيز حالت آمادگى زياد بدن براى پذيرش بيمارى ( ممراضيت ) . و اين همان « لا قوه » است . ب . استعداد شديد به سوى عدم انفعال و پذيرش ، مانند صلابت و سختى آهن ، و آمادگى زياد بدن براى صحت و عدم قبول بيمارى ( مصحاحيت ) . طبق تعريف ارائه‌شده ، كيفيت استعدادى ، يك نوع استعداد خاصى است ، يعنى استعداد شديد جسمانى به سوى يك امر بيرون از ذات . اما علامهء طباطبائى ترجيح مىدهد مفهوم وسيع‌ترى براى كيفيت استعداد در نظر گرفته شود ، تا مطلق استعداد قائم به ماده را در بر گيرد . بنابراين ، هرگونه آمادگى جسم براى پذيرش يك اثر ، و يا تبديل شدن به چيز ديگرى ، كيفيت استعدادى خواهد بود . كيفيت محسوس مقصود از كيفيات محسوس ، كيفيات مادىاى است كه به وسيلهء حواس ظاهرى و اندام‌هاى حسى درك مىشوند . كيفيات