السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
295
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
حمل ماهوى مقصود قضيهء حمليهاى است كه موضوع آن يك مفهوم ماهوى ، مانند انسان ، سفيدى و حيوان مىباشد . حمل مواطات و حمل اشتقاق حمل مواطات در جايى است كه شىء حقيقتا و بدون واسطه بر موضوع حمل مىشود ، و به تعبير ديگر : حمل شىء بر موضوع نياز به اعتبار امر ديگرى علاوه بر خود آن شىء ندارد ؛ مانند آنجا كه مىگوييم : انسان ضاحك است . حمل ضاحك بر انسان ، حمل ابيض ( - سفيد ) بر پنبه ، حمل حارّ ( - گرم ) بر آتش ، همگى حمل مواطات است ؛ زيرا مىتوان با اشاره به موضوع و محمول گفت : « اين آن است » . و از اينرو ، اين نوع حمل را كه در آن محمول با موضوع توافق و همراهى كامل دارد ، و حقيقتا بر آن منطبق مىشود ، حمل مواطات ( - موافقت ) ناميدهاند ، و نيز به آن حمل « هو هو » ( - او اوست ) گفتهاند . در برابر ، حمل اشتقاق در جايى است كه شىء حقيقتا و بدون واسطه بر موضوع حمل نمىشود ، بلكه حملش بر آن نيازمند آن است كه « ذو » ( - داراى ) در تقدير گرفته شود ، و يا از آن شىء مشتقى گرفته شود ، و آنگاه آن مشتق بر موضوع حمل شود ؛ مثلا حمل ضحك ( - خنده ) بر انسان ، حمل بياض ( - سفيدى ) بر پنبه ، حمل حرارت ( - گرما ) بر آتش و حمل برودت ( - سرما ) بر يخ ، همه از قبيل حمل اشتقاق مىباشد ، زيرا ضحك حقيقتا خودش بر انسان حمل نمىشود ؛ و اگر گفته شود : « انسان ضحك است » مقصود آن است كه « ذو ضحك » يا « ضاحك » مىباشد . به اين نوع حمل ، حمل « ذى هو » نيز گفته مىشود ، زيرا در آن ، موضوع همان محمول نيست ، و رابطهء هو هو ( اين آن است ) برقرار نمىباشد ؛ بلكه موضوع داراى محمول است ، و مفادش آن است كه « اين داراى آن است » . حيثيت اطلاقيه در قضايايى مانند « انسان از آن جهت كه انسان است ناطق است » عبارت « از آن جهت كه انسان است » حيثيت اطلاقيهء قضيه را بيان مىكند . اين قيد در عبارات عربى به صورت « من حيث هو هو » يا « من حيث هى هى » فراوان به چشم مىخورد . بايد توجه داشت كه حيثيت اطلاقيه ، اگرچه در ظاهر به صورت قيد در كلام ظاهر مىشود ، اما حقيقتا چيزى را بر ذات موضوع نمىافزايد ، بلكه تنها تكرار يا تأكيدى از همان موضوع قضيه است و بدينجهت در حقيقت ،