السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

294

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

حمل ذاتى اولى ناميده مىشود . مفاد و مضمون حمل ذاتى اولى آن است كه مفهوم و ماهيت موضوع همان مفهوم و ماهيت محمول است ؛ و به طور خلاصه مفاد آن اتحاد موضوع و محمول در مفهوم است . حمل حدّ تام بر محدود از نوع حمل اولى است ، مانند « انسان حيوان ناطق است . » و « خط كميت متصل قار الذات يك‌بعدى است . » در تمام اين موارد مفهوم موضوع همان مفهوم محمول است ، و اختلاف ميان آن دو تنها در اجمال و تفصيل است ؛ يعنى محدود و معرّف به نحو اجمال و سربسته بر يك ماهيت دلالت دارد ؛ اما حدّ تام ، آن ماهيت را به نحو باز و گشوده بيان مىكند . علامهء طباطبائى حمل هريك از جنس و فصل بر نوع را ، حمل اوّلى به شمار مىآورند . ( بدايه مرحلهء 5 ، فصل 4 ) . و نيز در نهاية الحكمة ( مرحلهء 7 ، فصل 3 ) مىگويند : « چون اين نوع حمل گاهى در وجود عينى اعتبار مىشود ، بهتر آن است كه در تعريف آن [ به جاى مفهوم ، ذات به كار رود و ] گفته شود : « حمل اولى ، حملى است كه بيانگر اتحاد ذات موضوع با ذات محمول است . » حمل شايع صناعى حمل شايع صناعى در جايى است كه موضوع و محمول مفهومشان و ماهيتشان متفاوت و مختلف است ، اما در وجود و هستى با يكديگر اتحاد و يگانگى دارند ؛ يعنى يك وجود است كه هردو مفهوم از آن انتزاع مىشود . برخى از موارد حمل شايع صناعى عبارت است از : 1 . حمل ماهيت جوهرى بر فردش ، مانند : حسن انسان است . 2 . حمل مفهوم عرضى بر جوهر ، مانند : زغال سياه است . 3 . حمل يك مفهوم عرضى بر مفهوم عرضى ديگر ، مانند : خندان رونده است . وجه نام‌گذارى اين حمل ، به حمل شايع صناعى آن است كه اين حمل ، اوّلا : شيوع و رواج دارد . چه ، غالب قضايايى كه در ميان مردم ردّ و بدل مىشود ، قضايايى است كه تنها بيانگر اتحاد موضوع و محمول در وجود مىباشد . و ثانيا : تمام قضايايى كه مسائل علوم و صناعات گوناگون را تشكيل مىدهد ، مشتمل بر اين نوع حمل است ؛ زيرا در هر علمى از عوارض ذاتى موضوع آن علم گفت‌وگو مىشود ؛ و عرض ذاتى ، محمولى بيرون از ذات موضوع است كه بدون واسطهء در عروض بر آن حمل مىگردد ؛ و لذا حملش بر آن به صورت حمل شايع مىباشد .