السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

29

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

شريك است ) شدت دارد و نور ضعيف در همان نورانيتش كه با نور شديد در آن شراكت دارد ضعف دارد ، نه شدت نور شديد مقوّم نورانيت است ، تا نور ضعيف خارج از حقيقت نور باشد ، و در عين حال شدت مزبور ، عرض خارج از حقيقت نور هم نيست ، و نه ضعف نور ضعيف ، مضرّ به نورانيت اوست ، و مركب از نور و ظلمت هم نمىباشد ، زيرا ظلمت ، امرى عدمى است . شدت نور شديد مربوط به اصل نوريّت است و ضعف نور ضعيف هم همين طور . نور يك عرض گسترده و پهناورى دارد كه شامل مراتب و درجات مختلفى از نظر شدت و ضعف مىباشد ، كه البته در عين حال هر مرتبه‌اى هم از نظر اجسام و مواد پذيرنده نور درجات مختلفى دارد . وجود هم يكى حقيقت است كه مراتب مختلف و متمايزى از نظر شدت و ضعف و تقدم و تأخر و . . . دارد ، و « ما به الامتياز » و « ما به الاشتراك » يكى هستند يعنى « ما به الاختلاف » به « ما به الاتحاد » بر مىگردد ، و بنابراين خصوصيت ، هيچ يك از مراتب وجود ، جزء مقوّم آن نمىباشد ، زيرا همانطور كه پيش از اين گفتيم فقط وجود است كه اصالت دارد پس چيز ديگرى نداريم كه تحقق بالذات داشته باشد . پس خصوصيات وجودى از خود وجودند ، ولى مقوّم اصل وجود - به معناى جزء آن - نمىباشند تا وجودى ديگر با خصوصيات ديگر ، وجود نباشد . خصوصيات وجودى فقط مقوّم مرتبه و درجه خاص هستند نه مقوّم اصل وجود . حقيقت وجود ، يك نوع درجات طولى دارد كه از ضعيف‌ترين درجات وجودى شروع مىشود - آن درجه‌اى كه صرف قوه بوده و هيچ فعليتى جز همين قوه و عدم فعليت ندارد ، ماده و هيولاى اوليه جهان اين طور است ، اين درجه ضعيف وجود در مجاورت عدم است - و سپس درجات صعوديش آغاز مىشود و تا آخرين مرتبه پيش مىرود ، آن مرتبه‌اى كه واجب بالذات است و هيچ حدّى جز حد نداشتن ندارد . و يك نوع درجات عرضى هم دارد كه با خصوصيات ماهوى ماهيات مختلف ، مشخص