السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
282
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
علت جدا و منفك از وجود معلول است و عدم معلول در رتبهء وجود علت تقرر دارد . از اينجا مىتوان به تعريف حدوث دهرى ، يعنى مسبوق بودن وجود شىء به عدم دهرى آن پى برد . براى روشن شدن معناى « حدوث دهرى » بايد مفهوم « عدم دهرى » توضيح داده شود . به عقيدهء سيد داماد ، شىء همانگونه كه يك عدم زمانى دارد كه با وجود شىء جمع نمىشود - در برابر عدم ذاتى كه با وجود شىء جمع مىشود - همچنين يك عدم دهرى نيز دارد كه از مرتبهء علت تامه شىء انتزاع مىشود ؛ و اين عدم دهرى نيز عدم غير مجامع است ، يعنى عدمى است كه با وجود شىء جمع نمىشود ؛ و چون مرتبهء علت تامهء شىء مقدم بر مرتبهء وجود خاص شىء است ؛ بنابراين عدم دهرى شىء كه در مرتبهء علت تامهء آن است ، مقدم و سابق بر وجود خاص شىء مىباشد ؛ و در نتيجه مىتوان گفت : هر معلولى وجودش مسبوق به عدم در يك مرتبهء بالاترى از سلسلهء طولى وجود است ، و اين همان حدوث دهرى است ، زيرا حدوث دهرى عبارت است از : « مسبوقية وجود مرتبة من مراتب الوجود بعدمه المتقرر فى مرتبة هى فوقها فى السلسلة الطولية » . و به ديگر سخن : در سلسلهء طولى وجود ، علت شىء در مرتبهاى مقدم بر آن شىء قرار دارد ؛ زيرا وجود علت لزوما قوىتر و شديدتر از وجود معلول بوده ، و مرتبهء بالاترى از كمال را دارا مىباشد . بنابراين ، معلول با حدّ وجودى خاص خود ، در مرتبهء علت خود وجود ندارد ؛ پس در آن مرتبه معدوم مىباشد . و چون مرتبهء علت مقدم بر مرتبهء معلول است ، عدم معلول در آن مرتبه نيز مقدم بر وجود معلول خواهد بود . بنابراين ، وجود خاص معلول ، مسبوق است به عدم آن در مرتبهء علت ، مانند عالم ماده كه وجودش مسبوق به عدمش است ، عدمى كه در عالم مثال متقرر است . اما علت نسبت به معلول خود چنين رابطهاى را ندارد ، يعنى علت مسبوق به عدم متقرر در مرتبهء معلول خود نمىباشد ؛ چرا كه اوّلا : مرتبهء معلول متأخر از مرتبهء علت است ، نه متقدم بر آن ؛ و ثانيا : علت در مرتبهء معلول موجود مىباشد ، نه معدوم ؛ و از اينرو ، علت نسبت به معلول خود قديم دهرى مىباشد . حدوث و قدم ذاتى حدوث ذاتى عبارت است از : « مسبوق بودن وجود شىء به عدمى كه در مرتبهء ذات آن تقرر دارد » . بايد توجه داشت عدمى كه در