السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
270
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
نظر بگيريم و آن دو شىء به گونهاى باشند كه آن مقدار از نسبت خاص را كه شىء دوم با آن مبدأ مفروض دارد ، شىء اول نيز واجد باشد ، اما همهء آنچه را شىء اول دارد ، شىء دوم نداشته باشد ، در اين صورت حالت خاص شىء نخست ، يعنى بيشتر بودن نسبتش با مبدأ ، « تقدم » ناميده مىشود . و آن حالت خاص شىء دوم ، يعنى كمتر بودن نسبتش با مبدأ ، تأخر خوانده مىشود . از تقدم و تأخر ، به سبق و لحوق و پيشى و پسى نيز تعبير مىشود . تقدم و تأخر به حقيقت و مجاز تقدم و تأخر به حقيقت و مجاز در جايى است كه دو چيز در اتصاف به يك وصف مشترك باشند ، و آن وصف به هر دوى آنها اسناد داده شود ، با اين تفاوت كه اتصاف يكى از آن دو ، بالذات و حقيقى است ، اما اتصاف ديگرى بالعرض و مجازى مىباشد ؛ مثلا هنگامى كه آب در جوى يا ناودان جريان مىيابد ، اگر بگوييم : آب جوب يا آب ناودان جارى مىباشد ، در اينجا اتصاف ، حقيقى و بالذات است ، و اسناد جريان به آب ، اسناد شىء به ما هو له است ؛ اما اگر بگوييم : جوب يا ناودان جارى مىباشد ، در اينجا اتصاف ، مجازى و بالعرض است ، و اسناد جريان به جوب و ناودان ، اسناد شىء به غير ما هو له است . در اينجا گفته مىشود : آب در اتصاف به جريان تقدم بالحقيقة بر جوب و ناودان است . چنانكه از توضيح فوق دانسته مىشود ، ملاك تقدم و تأخر در اينجا « اصل ثبوت و تحقق ، اعم از ثبوت حقيقى و مجازى » است . ثبوت حقيقى از آن متقدم و ثبوت مجازى از آن متأخر است . برخى از موارد تقدم و تأخر به حقيقت ، روشن و نزد همگان معلوم است ؛ اما برخى از موارد آن خفى است و تنها با تأملات عقلى به دست مىآيد ؛ مثلا گچ سفيد است ، سفيدى نيز سفيد است ؛ اما اتصاف گچ به سفيد ، در واقع يك اتصاف مجازى است - اگرچه در نظر عرف گچ حقيقتا سفيد است - و در نظر عقل آنچه حقيقتا سفيد است ، همان سفيدى است . و بنابراين ، سفيدى در اتصاف به سفيد ، تقدم به حقيقت بر گچ دارد . همچنين وجود بر ماهيت ، در اتصاف به موجود ، تقدم به حقيقت دارد ؛ زيرا بنابر اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، آنچه حقيقتا و اوّلا و بالذات موجود است ، همان وجود است ؛ و اتصاف انسان و درخت و سنگ و چوب به موجود ، يك اتصاف مجازى و بالعرض است . چرا كه در حقيقت وجود انسان