السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
271
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
و وجود درخت و سنگ و چوب ، موجود است ، نه خود انسان و . . . تقدم و تأخر به شرف تقدم و تأخر به شرف در امور معنوى كه زيادت و نقصان مىپذيرد ، مطرح مىشود . ملاك تقدم و تأخر در اينجا همان « فضيلت و برترى در ارزشهاى متعالى » است ؛ مثلا انسان دلير و انسان ترسو هردو بهرهاى از شجاعت دارند - زيرا انسان ترسو لااقل قوه و استعداد شجاعت را در خود دارد - اما اين شجاعت در انسان دلير به فعليت رسيده و در انسان ترسو به فعليت نرسيده است . و يا دو فقيه كه يكى اعلم از ديگرى است ، هردو در ملكهء فقاهت مشتركاند ، اما بهرهء اعلم از آن ملكه بيش از ديگرى است ، و لذا بر وى تقدم دارد . و از اينرو هرجا كه يك افعل تفضيل را بتوان به كار برد ، و بتوان گفت كه اين يكى مبدأ اشتقاق را بيشتر از ديگرى دارد ، اين نوع از تقدم و تأخر هم برقرار خواهد بود . مانند : اعلم ، اشجع ، اتقى و اورع . تقدم و تأخر دهرى اين قسم از تقدم و تأخر را براى نخستين بار محقق داماد بيان كرده است . تقدم و تأخر دهرى از يك جهت شبيه تقدم و تأخر زمانى است ، و آن اينكه در هردو متقدم و متأخر از هم منفك و جدا مىباشند ، و با يكديگر جمع نمىشوند ؛ و از اين جهت با تقدم و تأخر علّى و طبعى تفاوت دارد ؛ چرا كه متقدم و متأخر در تقدم علّى و طبعى با يكديگر جمع مىشوند . اما تفاوت تقدم و تأخر دهرى با تقدم و تأخر زمانى در آن است كه انفكاك در اولى ، طولى است ولى در دومى ، عرضى مىباشد . « ما فيه التقدم » در اين نوع از تقدم و تأخر عبارت است از : « تحقق داشتن در متن عالم وجود » . بنابراين ، آنچه ميان متقدم و متأخر مشترك است ، همان « تحقق داشتن در متن عالم وجود » است ، و در عين حال بهره و نصيب متقدم از اين تحقق و « كون در متن واقع » بيش از متأخر است . فى المثل عالم تجرد عقلى بر عالم ماده تقدم دهرى دارد ؛ زيرا اين دو عالم ، هردو ، بخشى از جهان هستى را اشغال كردهاند ، و در متن عالم وجود تحقق دارند ، و از اين جهت با هم مشتركاند ؛ اما فرقشان در اين است كه عالم تجرد عقلى ، چون علت مفيض عالم ماده است ، و بر آن احاطهء وجودى دارد ، هرچه از متن عالم وجود را عالم ماده اشغال كرده ، عالم تجرد عقلى نيز در آنجا تحقق دارد ؛ اما عالم تجرد عقلى مرتبهاى از متن عالم وجود را اشغال كرده است كه عالم ماده به لحاظ حدّ وجودى خاص