السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

260

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مرجح محال است و مستلزم ترجح بدون مرجح مىباشد . زيرا فاعل در چنين فرضى اگر بخواهد خودبه‌خود و بدون دخالت هيچ عامل ديگرى به يكى از دو فعل نسبت بيشترى پيدا كند و آن را ، بدون آن‌كه مرجحى داشته باشد ، بر ديگرى ترجيح دهد ، بايد خودش خودبه‌خود از قوه به فعليت برسد و بدون آن‌كه مرجحى در كار باشد يك حالت براى او ترجح پيدا كند و فعليتى در او حاصل گردد . و اين همان ترجح بدون مرجح است . تركيب اتحادى نوع تركيبى است كه اجزاى تركيب‌كنندهء آن هريك به طور جداگانه ، وجود مستقلى ندارند . و به ديگرسخن ، اين نوع تركيب ميان دو يا چند موجودى است كه در تقرر وجودى متحد باشند و همه موجود به يك وجود باشند . تركيب اعتبارى در تركيب اعتبارى ، وحدت حاكم بر اجزاء ، يك وحدت اعتبارى است نه حقيقى ؛ و به ديگر سخن : از مجموع اجزاء ، يك واقعيت جديدى كه داراى آثار ويژه‌اى باشد ، به وجود نمىآيد . مانند تركيب خانه از گچ و آجر و آهن و . . . و يا تركيب ساعت از چرخ‌دنده‌ها و عقربه‌ها و ديگر اجزاى ساعت . اثر يك مركب اعتبارى همان مجموع آثار اجزاى آن است و به اصطلاح اثر مجموع اجزاى مساوى است با مجموع آثار آنها . در تركيب اعتبارى ، وجود مركب يك وجود اعتبارى است و آنچه واقعا هست و منشأ اثر مىباشد همان اجزاء است و نه كل . تركيب انضمامى نوع تركيبى است كه هريك از اجزاى آن از لحاظ وجودى مستقل مىباشند ، در برابر تركيب اتحادى كه اجزاى مركب در خارج با يك وجود موجود مىباشند . تركيب حقيقى در تركيب حقيقى ميان اجزاى گوناگون مركب ، وحدت حقيقى حاكم است مانند تركيب انسان از روح و بدن و يا تركيب جسم از ماده و صورت جسميه . تركيب حقيقى خود بر سه قسم است : تركيب عقلى ، تركيب خارجى و تركيب مقدارى . 1 . تركيب عقلى : تركيب عقلى آن است كه عقل در ظرف تحليل ذهنى يك شىء را به امور و حيثيات گوناگون تجزيه كند ، گرچه ممكن است در خارج يك امر بسيط و غير مركب باشد . به عنوان مثال ، وقتى خط را تصور مىكنيم چند مفهوم از آن به دست مىآوريم : يكى آن‌كه كميت و مقدار است ؛