السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
256
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
است كه موضوعش موجود باشد . أين ( - كجايى ) أين يا كجايى عبارت است از هيئتى كه از نسبت جسم به مكان و بودنش در مكان ، براى آن جسم حاصل مىشود . براى روشن شدن اين مقوله ، بايد مفهوم « مكان » توضيح داده شود . به طور كلى ، درك عمومى آن است كه هرجسمى مكانى و جايى دارد ، تا آنجا كه مكان به عنوان يكى از ويژگىهاى امور مادى معرفى مىشود . مكان چيزى است كه جسم مىتواند از آن منتقل شود ، به سوى آن روانه گردد و در آن قرار گيرد . مكان چيزى است كه داراى وضع مىباشد ؛ يعنى مىتوان با واژههاى « اينجا » و « آنجا » بدان اشاره نمود . مكان چيزى است كه قابل اندازهگيرى است و داراى نصف ، ثلث و ربع مىباشد . و سرانجام ، مكان به گونهاى است كه يك واحد از آن ، دو جسم را در زمان واحد در خود نمىگنجاند . در عين مسلّم بودن ويژگىهاى يادشده در مورد مكان ، فلاسفه اختلافنظر فراوانى در بيان حقيقت آن دارند ، و تعريفهاى گوناگونى براى آن ارائه دادهاند ، كه اكنون مجال پرداختن به آنها نيست . اما ظاهرا مناسبترين تعريف براى مكان آن است كه گوييم : « مكان حقيقى هرشىء عبارت است از مقدارى از حجم جهان كه مساوى با حجم جسم منسوب به مكان باشد ، از آن جهت كه در آن گنجيده است . » شايان ذكر است كه گاهى « أين » تقسيم مىشود به « أين اوّل و حقيقى » و « أين ثانى و غير حقيقى » . أين اول عبارت است از بودن شىء در مكان خاص به آن شىء ، مكانى كه با بودن آن شىء در آن ، گنجايش چيز ديگرى را ندارد ؛ مانند بودن آب در كوزه . و أين ثانى موردى است كه مكانى كه شىء به آن منسوب است ، فراختر از آن شىء است ، و گنجايش اشياء ديگر را نيز دارد ؛ مانند آنجا كه مىگوييم : حسن در اتاق است . اتاق مكان حقيقى حسن نيست ، و بودن در اتاق نيز أين حقيقى او نمىباشد . همچنين است : بودن حسن در خانه ، و بودن حسن در شهر . ب بحت بحت يعنى محض ، و وجود بحت به معناى وجود محض و غير مشوب با ماهيت است ، چنانكه گويند ذات حق وجود بحت است ، يعنى وجود محض و غير مشوب با ماهيت