السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
257
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
است ، و چنين نيست كه مركب از وجود و ماهيت باشد . بديهى و نظرى از جمله تقسيماتى كه در مورد علم حصولى انجام پذيرفته ، تقسيم آن به بديهى و نظرى است . و بايد توجه داشت كه هردو قسم علم حصولى ، يعنى هم تصور و هم تصديق ، هريك يا بديهى هستند و يا نظرى . تقريبا همهء منطقدانان اتفاقنظر دارند كه ملاك بديهى بودن يك علم آن است كه انسان براى به دست آوردن آن نياز به فكر و انديشه نداشته باشد . بنابراين ، تصور بديهى ، تصورى است كه انسان براى دستيابى به آن نيازمند آن نيست كه سراغ معلومات تصورى خود رود و از آنها معرّفى بسازد ، و با آن معرّف ، تصوّر مورد نظر خود را به روشنى دريابد . و نيز تصديق بديهى ، تصديقى است كه براى حصول آن در نفس نياز به آن نيست كه دو يا چند معلوم تصديقى ديگر را كنار هم قرار دهيم ، و با ترتيب يك دليل و حجت به آن برسيم . به بيان ديگر : تصور بديهى تصورى است كه انسان براى تحصيل آن نياز به استمداد از ديگر معلومات تصورى خود ندارد ، بلكه بدون استمداد از آنها ، خودبهخود و يا از طريق ديگرى آن تصور در نفس پديد مىآيد . و نيز تصديق بديهى قضيهاى است كه انسان براى اذعان به آن و پذيرش آن نياز به مراجعه به تصديقات ديگر خود ندارد ؛ بلكه يا خود به خود به آن اذعان دارد ، و يا از طريق ديگرى ، غير از مراجعه به تصديقات از پيش دانسته شده ، آن را مىپذيرد . و اما تصور و يا تصديق نظرى آن تصور و تصديقى است كه دستيابى به آن ، نيازمند مراجعه به معلومات پيشين و برقرارى ترتيب خاصى ميان آنهاست . برهان انى برهان انى بر دو قسم است : 1 . برهانى كه در آن از معلول به علت سير مىشود ، و به وسيلهء معلول ، وجود علت اثبات مىگردد ، و اصطلاحا به آن « دليل » گفته مىشود . اين قسم از برهان انى مفيد يقين نيست ، و لذا در فلسفه كه بايد از ادلهء يقينآور استفاده شود ، به كار نمىرود . و از اينجا دانسته مىشود ، برهان ناميدن اين قسم ، از باب تسامح است . 2 . برهانى است كه در آن بر ملازمات عامه تكيه مىشود و از يك ملازم ، وجود ملازم ديگر اثبات مىشود . اين قسم از برهان انى مفيد يقين است و در فلسفه تنها همين قسم از برهان به كار مىرود .