السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
255
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
اولويت غيرى اولويت غيرى آن است كه رجحان وجود و يا عدم از ناحيهء غير ، كه همان علت است ، به شىء داده شود ؛ يعنى ذات شىء نسبتش به وجود و عدم يكسان است ولى يك عامل خارجى يكى از آن دو طرف را براى شىء راجح مىگرداند . و آن را به وجود و يا عدم نزديكتر مىسازد . اولويت كافى اولويت كافى آن اولويتى است كه براى تحقق طرف رجحان يافته كفايت مىكند . پس اگر وجود شىء ، اولويت كافى بر عدمش داشته باشد ، آن شىء موجود مىگردد ، و وجودش نياز به هيچ چيز ديگرى نخواهد داشت ، خواه اين اولويت ذاتى باشد يا غيرى . البته در ميان متكلمان مسلمان كسى قائل به اولويت ذاتى كافى براى اشياء نشده است ، زيرا اين نحوه از اولويت موجب استغناى از علت مىباشد و چنين پديدهاى در واقع ، خود به خود موجود مىباشد و از اين جهت فرقى با واجب الوجود بالذات ندارد . اوليات اوليات قضايايى است كه اگر حمليه باشند انسان با صرف تصور موضوع و محمول و نسبت حكميه به آن تصديق مىكند ، و آن را مىپذيرد ؛ مانند قضيهء « كل بزرگتر از جزئش است » ؛ و اگر شرطيه باشند ، تصور مقدم و تالى و نسبت حكميه براى اذعان به آن كفايت مىكند ، مانند قضيهء : « عدد يا زوج است و يا فرد است » . ايجاب عدولى مقصود قضيهاى است كه به صورت موجبهء معدوله تشكيل مىشود ، مثل آنكه گفته شود : « ماهيت غير ضرورى الوجود و غير ضرورى العدم است . » محمول در چنين قضايايى يك امر منفى است كه بر موضوع حمل مىشود ، و مضمون چنين قضيهاى ، اگرچه منفى است ، اما در شكل و قالب موجبه بيان مىشود . به طور كلى امور منفى به دو صورت ممكن است بيان شوند : يكى به صورت سلب تحصيلى ، مانند : حسن بينا نيست . و ديگرى به نحو ايجاب عدولى ، مانند : حسن نابينا است . فرق سالبهء محصله با موجبهء معدولة المحمول در آن است كه سالبهء محصله در صورت انتفاى موضوع نيز صادق است ؛ يعنى اگر اساسا فردى به نام حسن در عالم وجود نداشته باشد ، باز اين قضيه كه « حسن بينا نيست » صادق مىباشد ؛ بر خلاف موجبهء معدولة المحمول كه تنها در صورتى صادق