السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
246
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
وزن خاصى دارد ، در مكان خاص و زمان خاصى است ، از درجهء خاصى از علم بهرهمند است و . . . و در يك كلمه : انسان را مشروط و مقيد به عوارض و لواحق آن لحاظ كنيم . اين نوع لحاظ و اعتبار را « اعتبار به شرط شىء » مىگويند ؛ يعنى اعتبار ماهيت به گونهاى كه مشروط و مقيد است به لواحق و اعراض خاصى كه به آن ضميمه شده است . و ماهيتى كه بدينصورت اعتبار شده است ، « ماهيت مخلوطه » ناميده مىشود ؛ زيرا ماهيت در اين اعتبار ، آميخته و مخلوط با امور ديگر است . 2 . نحوهء دوم لحاظ آن است كه انسان را به گونهاى در نظر بگيريم كه هيچ امر ديگرى ، غير از آنچه قوام انسان به آن است ، همراه آن نباشد . يعنى انسان را مقيد و مشروط به اينكه فقط انسان باشد ، و نه چيز ديگر در نظر بگيريم ؛ و به ديگر سخن : تنها به ذات و ماهيت انسان نظر بدوزيم ، و اينكه انسان چيزى جز انسان نيست ؛ نه سفيد باشد و نه سياه ، نه عالم باشد ، نه شجاع باشد ، نه در زمان خاصى باشد و نه حتى موجود باشد . انسان در اين لحاظ مشروط و مقيد است به عدم انضمام هرآنچه بيرون از ذاتش است ؛ و لذا به اين اعتبار ، « اعتبار به شرط لا » مىگويند ؛ يعنى اعتبار ماهيت به گونهاى كه مشروط است به فاقد بودن هرچه بيرون از آن است ؛ و ماهيتى را كه بدينگونه اعتبار مىشود ، « ماهيت مجرده » ( يعنى ماهيتى كه عارى و برهنه و جدا از هرامر عارض بر آن است ) مىنامند . 3 . نحوهء سوم لحاظ آن است كه ماهيت انسان را به طور مطلق و رها در نظر بگيريم ، نه مشروط به اينكه واجد عوارض و لواحق خاصى باشد ، و نه مشروط به آنكه فاقد آن عوارض و لواحق باشد . انسان هرگاه بدين نحو لحاظ شود ، بر همهء افرادش صدق خواهد كرد ، هم بر انسانى كه عالم است و هم بر انسانى كه جاهل است ؛ هم بر انسانى كه سفيد است و هم بر انسانى كه سياه است ؛ هم بر انسانى كه چاق است و هم بر انسانى كه لاغر است ، زيرا انسان در اين اعتبار نه مقيد است به عالم بودن ، و نه مقيد است به عالم نبودن ؛ و نيز نه مقيد است به سفيد بودن و نه مقيد است به سفيد نبودن ؛ نه مقيد است به چاق بودن و نه مقيد است به چاق نبودن ؛ بلكه مطلق و رها است ، به گونهاى كه هرچيزى مىتواند با آن همراه و يا جدا و منفك از آن باشد ، و به همين دليل آن را « ماهيت مطلقه » مىگويند . بنابراين ، ماهيت مطلقه در همهجا حضور دارد ، و بر همهء افراد ماهيت صدق مىكند . البته صدق