السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

218

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

يعنى انواع متباينى دارد كه هر نوعى منحصر در يك فرد است ، حالا فرق نمىكند به طور طولى باشد يا عرضى : كثرت طولى به اين است كه يك عقل تحقق يافته سپس عقل ديگرى را تحقق بدهد و آن هم عقل ديگرى را و همين طور هر عقلى علت عقل ديگر باشد ، البته اين جريان تا تعداد معينى پيش مىرود . كثرت عرضى هم به اين طور كه انواع متباينى داشته باشد كه هيچ كدام علت ديگرى نيستند و همگى معلول عقل واحد ما فوق مىباشند . فصل يازدهم : عقول طولى و اولين صادر نظر به اين كه خداوند وحدت كامله داشته و از هر نظر بسيط است محال است كه كثرات از او به طور مستقيم صادر شوند ، خواه كثرات صادره مجرد باشند ( عقول عرضى مثلًا ) يا مادى باشند ، زيرا از واحد جز واحد امكان صدور ندارد و بنابراين اولين صادر از خداوند يك عقل است كه با وجود واحد ظلى خود ، وجود واحد واجب تعالى را حكايت مىكند . توجه داريم كه معناى اوليت در صدور اين است كه در وجود بر ساير وجودات امكان تقدم داشته علت متوسطى ميان خداوند و ساير صادرات باشد . البته اين موجب محدوديت قدرت مطلقه الهى نخواهد بود ، زيرا قدرت به شىء ممكن تعلق مىگيرد ، محالات ذاتى و باطل الذات چون سلب يك شىء از خودش و جمع بين نقيضين و رفع آنها هرگز متعلق قدرت قرار نمىگيرند ، اگر اينها از عموم قدرت خداوند بر كنار باشند هرگز محدوديت قدرت خداوند نخواهد بود . صدور كثرت از واحد هم همين طور است . عقل اول هم گر چه وحدت دارد و بسيط است ليكن چون ممكن الوجود است و ماهيتى اعتبارى دارد از اين طريق محدوديت و در نتيجه نوعى تعدد جهات پيدا مىكند ، و با بيان ديگر عقل مزبور خودش را تعقل مىكند ، و خداوند را نيز تعقل