السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

175

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

تقسيم به اعتبار مقوله‌اى كه حركت ، در آن مقوله واقع مىشود ، مثل اين‌كه حركت گاهى در كيف است و گاهى در كم و گاهى در وضع . تقسيم به اعتبار زمان مثل حركت در شب يا روز يا تابستان و يا زمستان . تقسيم به اعتبار فاعل حركت مثل تقسيم به حركت طبيعى و حركت قسرى و حركت ارادى ( و مانند حركت ارادى ، حركت بالعرض كه مقصود بالتبع است ) . فاعل اگر نسبت به فعلش شعور و اراده داشته باشد فاعل نفسانى است و حركتش حركت نفسانى است ، مثل حركات انسان و حيوان . و اگر شعور و اراده نداشته باشد ولى حركت از طبع خودش بدون عامل خارجى نشئت بگيرد حركت طبيعى است ، و اگر حركت از طبع او نشئت نگرفته مقهور فاعلى ديگر باشد حركت قسرى است مانند سنگى كه به هوا پرتاب مىشود . فلاسفه معتقدند فاعل قريب براى حركت در همهء حركات مزبور طبيعت متحرك است كه به اقتضاى طبيعت ، يا به تسخير قوهء نفس ، و يا به اقتضاى طبيعت قاهر ، كه طبيعت مقسور را مقهور كرده است انجام مىشود . مقدمه‌اى كه متوسط ميان فاعل و حركت است همان ميل و شوق است كه فاعل در طبيعت متحرك ايجاد مىكند . تفصيل اين بحث مربوط به طبيعيات است . پايان بحث قوه و فعل تاكنون قوه را به معناى حيثيت و جهت پذيرش صور و كمالات مىگرفتيم . ولى توجه كنيم كه قوه به معناى ديگرى هم ، در جهت مقابل آن مىآيد ، و آن جهت فعليت شديد است ، قوى است ، يعنى فعليت كامل و شديد دارد . و همانطور كه گاهى به جاى خود جهت پذيرش ، به مبدأ پذيرش يعنى حامل قبول و پذيرش يعنى ماده گفته مىشود ، همين طور گاهى به معناى مبدأ و حامل فعليّت گفته مىشود . مىگويند : قواى نفسانى و منظور قوا و نيروهايى است كه منشأ ديدن و شنيدن و لمس و تخيل و . . .