السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
157
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
امكان ديگرى ، و همينطور تا بىنهايت . يعنى فرض حدوث زمانى ماده ، مستلزم فرض مادهها و امكانهاى غير متناهى براى ماده خواهد بود . از آنچه گفتيم اين مطالب به دست مىآيد : 1 . هر حادث زمانى مادهاى دارد كه قوهء وجودش را به دوش مىكشد . 2 . ماده حادثات زمانى ، يكى است كه در همهء آنها جريان دارد . 3 . نسبت ماده به قوه فعليتى كه به دوش مىكشد مثل نسبت جسم طبيعى با جسم تعليمى است . يعنى قوهء يك شىء خاص ، قوهء مادهء مبهم را معين مىكند . همانطور كه جسم تعليمى امتدادهاى سه گانه مبهم جسم طبيعى را معين مىسازد . 4 . وجود حادثات زمانى ، بدون تغيير نخواهد بود . اگر جوهر هستند تغيير در صورت نوعىشان و اگر عرض هستند تغيير در حالاتشان . 5 . قوه دائماً با يك فعليتى تحقق و تقوم دارد ، و ماده هم دائماً به يك صورتى متقوم است ، و وقتى صورتى پس از صورت ديگر حادث مىشودصورت جديد به جاى صورت قديم مىنشيند و ماده را قوام مىدهد . 6 - از آنچه گفتيم معلوم مىشود كه قوه نسبت به يك فعليت خاص ، تقدم زمانى دارد ، ولى فعليت مطلق ، مقدم بر قوه است به هر گونه تقدم : علّى ، طبعى ، زمانى و . . . . فعليت است كه هر گونه قوه را در ضمن چيزى قرار مىدهد و زماناً و بالطبع و به طور علّى بر آن تقدم دارد . هر چند كه فعليت خاص ( مثل فعليت صورت بخار مثلًا ) پس از قوه و امكان آن مىباشد . فصل دوم : تغييرها فهميديم كه از جمله لوازم خروج يك شىء از قوه به فعل پيدا شدن تغيير در اوست ، يا در ذاتش و يا در احوالش . بايد توجه داشت كه تغيير يا دفعى به وجود مىآيد و يا تدريجى ، تغيير تدريجى همان حركت است . حركت ، يعنى يك نحو