السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

15

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

پيش درآمد در همهء دوران طلبگى و از زمانى كه در زواياى اشتغالات علمىام قلم به دست گرفته‌ام غير از مواردى خاص ، ديگر دست به ترجمه نزده‌ام . آن موارد هم ، در هر كدام ضرورتى ويژه بود كه به نظر مىرسيد خدمتى ارزنده است . ابتدا در سال 1340 ترجمه عدالت اجتماعى در اسلام به قلم سيد قطب مصرى « 1 » و سپس در سال 1342 ، ترجمه جلد پنجم تفسير الميزان به قلم استاد علامه طباطبائى و آن‌گاه در سال 1343 ، ترجمه نحو الدستور الاسلامى به قلم ابوالاعلى مودودى . عدالت اجتماعى را بهترين كتاب در ترسيم فشرده‌اى از مبانى و اركان و عوامل عدالت اسلامى ، و نمونه‌هاى تاريخى جريان عدالت ، در مسلمين يافته بودم و فكر مىكردم خدمتى بس ارزنده در آن آغاز دوره خفقان مىباشد كه بعدها برخى از جوانان پُرشور كه مبارزات مسلحانه مىكردند ، مىگفتند اولين دريافت ما از اسلام انقلابى اين كتاب و نظام آن بود . در آخر پاورقى جلد اول همان كتاب بود كه در آن سال و شرايط خاص آن زمان ، ولايت فقيه و حكومت بر اساس آن را مطرح كردم . تفسير الميزان هم كه در همان زمان‌ها مكرر مىگفتيم جامع‌ترين تفسير قرآن است و اساساً مشتاق بودم كه در زمره مترجمان آن باشم و به محض پيشنهاد از طرف استاد پذيرفتم . در سال 43 ، كه امام از قم به تركيه تبعيد شد دردهاى درونىام به حدى زياد

--> ( 1 ) . اين كتاب با همكارى استاد سيدهادى خسروشاهى ترجمه شده و نخست در دو جلد و سپس هر دو در يك‌جلد چاپ شده است . چاپ بيست‌وپنجم آن چندى پيش توسط « كلبه شروق » در تهران منتشر گرديد . ( ناشر )