السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

16

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

شده بود كه در آن ايام - كه حدود 15 روز درس‌هاى حوزه هم تعطيل بود - نه لحظه‌اى سرور در دل و نه تبسمى بر لب داشتم . فكرم مشغول نظريه اسلام درباره حكومت بود كه در زمان غيبت امام عصر چه بايد بشود تا اين همه ظلم نباشد ؟ ! مىخواستم براساس همان نظريه امامت اسلامى ، امامت بالاصل و بالاضطرار ، و ولايت فقيه كتابى مفصل بنويسم ولى نه حال و حوصله تفصيل بود و نه خفقان حكومتى اجازه تصريح و كتاب مستقلى درباره آن مىداد ، به كتاب نحو الدستور الاسلامى به قلم ابوالاعلى مودودى برخوردم و آن را بهانه‌اى براى ابراز نظريات خود درباره حكومت يافتم و از بيم فشار نام كتاب را به جاى : « به سوى حكومت اسلامى » ، « قانون اساسى در اسلام » ، انتخاب كردم ولى در درون كتاب مطالب به نوعى به وضوح گفته شد ، و شايد اولين نوشته‌اى بود كه حكومت جمهورى اسلامى بر اساس ولايت فقيه را مطرح نمود . به هر حال اينك هم كه مكرر پيشنهاد نوشتن فلسفه‌اى جامع ، ناظر به كتاب بدايةالحكمه تأليف استاد عظيم‌الشأن به وسيله دانش پژوهان و برخى ناشران محترم مىشد و استاد هم خرسندى خود را ابراز داشتند ، پس از تأمل و دقت كافى پذيرفتم ، دقت در اين كه اين كتاب يك دورهء فشرده فلسفه اسلامى است ، و چنين اثرى با اين ويژگى و با توجه به نظريات جديد در فارسى نداريم ؛ آن هم از استادى ارزنده كه مدت‌هاى مديد در حضورش تلمذ كرده‌ام ، در فلسفه و تفسير . به علاوه استفاده‌هاى خصوصى و حظوظ روحى كه از آن مرد عظيم‌القدر كه اينك قدرش مجهول است برده‌ام . البته استاد در پاره‌اى مباحث خيلى فشرده نوشته‌اند و به اين جهت توضيحاتى افزودم و احياناً دليل يك مطلب را كه به علت اتفاق نظر و وضوحش در فلسفه ، در كتاب ذكر نشده بود اضافه كردم ، و نام كتاب را آغاز فلسفه نهادم . اميدوارم مفيد باشد و مورد قبول خداوند جل و علا قرار گيرد . از بيان نظريات فلسفى خودم احتراز جستم ، كه اگر نظريه‌اى قابل طرح داشته باشم در دفترهاى فلسفه‌ام كه اينك تا چهار دفترش