السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

127

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

همين طور كسى كه براى هدفى حركت مىكند ، در آن هنگام كه به علت برخورد با مانعى از حركت و نتيجهء آن باز مىماند . و مثال‌هايى از اين قبيل . ولى حقيقت اين است كه هيچ يك از اين اعمال بدون غايت نمىباشد . توضيح اين‌كه : افعال ارادى داراى مبدأ و مقدمه « قريب » و « متوسط » و « بعيد » هستند ، كه هر يك از آنها غايتى دارند ، و چه بسا كه چند مقدمه با هم يك غايت داشته باشند ولى نوعاً هر يك غايتى جداگانه دارند . مقدمه و مبدأ قريب فعل همان قوّهء فعّاله‌اى است كه در عضلات گسترده شده است . مبدأ متوسط همان اشتياق فاعل است كه مستلزم اراده و تصميم است . مبدأ بعيد هم علم و آگاهى است يعنى تصور فعل به طور خاص كه چه بسا همراه آگاهى از فوايد و خيرات فعل هم مىباشد . علم كه اولين مبدأ است اگر علم فكرى باشد فعل ارادى يك غايت فكرى خواهد داشت ، و اگر علم تخيلى و بدون فكر باشد غايتش هم چه بسا تخيل محض مىباشد كه شوق به او تعلق گرفته و قوهء فعاله شخص ، عضلاتش را براى تحصيل آن تحريك نموده است ؛ مثلًا طفل ، حركتى را در نظر مىآورد و تحت تأثير اميال باطنى مشتاق آن مىشود و انجامش مىدهد . در اين‌گونه موارد ، نفس تصور حركت خاص و جزئى ( خيالى ) ، به عنوان مبدأ عمل مىباشد و خود حركت خارجى و نهايت آن هم غايت و هدف از حركت مىباشد . اصطلاحاً اين گونه اعمال را گزاف مىنامند . و گاهى هم مبدأ نخستين فعل ، علم تخيلى همراه عادت و اخلاق است مثل بازى با محاسن . اين را اصطلاحاً عادت مىنامند . و گاهى علم تخيلى با طبيعت ( چون تنفس ) و يا با مزاج شخص هر چند منحرف و بيمار ( چون حركات شخص مريض ) مبدأ نخستين فعل است . اين را اصطلاحاً فعل قصد ضرورى مىنامند . در همهء اين افعال هر مبدئى غايت خود را دارد ، غايت همگى آنها همان غايت طبيعى يعنى نهايت حركت مىباشد .