السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
128
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
غايت فكرى و مبدأ علمى فكرى با يكديگر ملازمند . مبدأ فكرى در صورتى است كه غايت فكرى در نظر باشد . در همهء مقدمات و مبادى مزبور اگر فعل ، پيش از رسيدن به غايت خود به واسطهء مانعى قطع شود فعل را باطل مىنامند . در اين مورد هم بايد توجه كنيد كه قطع فعل به علت بروز مانع و تحقق نيافتن غايت به جهت مزبور غير از غايت نداشتن عمل است ( دقت كنيد ) . فصل نهم : نفى اتفاق و تصادف چه بسا تصور مىشود كه برخى غايات اعمال ، مقصود و منظور فاعل نبوده به او مربوط نمىباشد . گفتهاند مانند كسى كه چاهى مىكند كه به آب برسد ولى به گنجى دست مىيابد ، كه يافتن گنج غايت كندن چاه و مربوط به او نيست . اين قسم عمل را اتفاق و از نوع اتفاق خوب و يا شانس مىگويند . و مانند كسى كه به پناه اتاقى مىرود كه از حرارت آفتاب محفوظ بماند ولى سقف فرو مىريزد و مرگش فرا مىرسد ، كه اين قسم را بخت بد مىنامند . برخى از دانشمندان طبيعى اساس وجود عالم را بر همين پايه توجيه كردهاند ، و گفتهاند : عالم اجسام و جهان طبيعت از اجزاى بسيار كوچك و ذرات پراكنده در فضايى غير متناهى تشكيل يافته است ، ذراتى متحرك كه دائماً در حركت هستند . سپس تصادفاً تعدادى از آنها به هم برخورد كرده يكديگر را جذب نمودهاند و بدين ترتيب كرات و اجسام مركب تشكيل شده است ، و آنگاه هر جسمى كه صلاحيت و امكانات ماندن داشته باقى مانده و آنچه صلاحيت بقا نداشته به زودى ، يا به تدريج و در دراز مدت ، راه فنا پيش گرفته و از ميان رفته است . ولى حقيقت اين است كه هيچ تصادف و اتفاقى در جهان هستى نيست . براى توضيح مطلب لازم است مقدمه كوتاهى ذكر كنيم :