السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
126
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
اقتضاى كمال خود را دارد ، و امكان ندارد كه دائماً و يا بيشتر اوقات مانع وصول به كمالش بشوند ، زيرا عنايت و حكمت الهى كه در هر ممكن الوجودى اقتضا و استدعاى كمال آن را قرار داده خواسته است كه به آن كمال مخصوص خود برسد . و به اين حساب هر چيزى نهايت و غايتى دارد كه همان آخرين كمالى است كه مقتضاى طبع اوست . البته عوامل خارجى احياناً مانع وصول او به كمال طبيعىاش مىشوند ليكن اين حركت احيانى قسرى ، شرّ اندكى است كه خير زيادى در برابرش او را تدارك و جبران مىكند و اين معنا در جهان طبيعت و عالم ماده است كه تزاحم اسباب مختلف ، موجب اين فشار و حركت قسرى شده است . و به هر حال كمال متوقع از هر چيز ، غايت اوست . ( كه اگر فاعل آگاه همان را بخواهد غايت اراده با غايت طبيعى تطبيق كرده است و اگر خلاف آن را بخواهد تطبيق نكرده و اگر آگاهى ندارد كه فقط همان غايت طبيعى در كار است . اين مقتضاى طبيعت يك شىء است . غايت تحقق پيدا بكند يا نكند مطلب ديگرى است ، گفتيم كه نوعاً بايد تحقق پيدا كند ) . فصل هشتم : غايت در موارد گزاف و بازى و باطل و حركتهاى طبيعى و . . . بسيارى گمان مىكنند كه عوامل طبيعى در اعمالشان غايت و هدفى ندارند . تصور كردهاند كه غايت بايد حتماً مورد علم و ارادهء فاعل باشد . ولى در فصل گذشته فهميديم كه غايت اعم از مورد علم و اراده است و عوامل طبيعى هم در اعمالشان غايتى دارند كه همان نهايت حركتشان مىباشند . بسيارى هم گمان مىكنند كه بسيارى از افعال اختيارى انسانها نيز بدون غايت هستند مثل بازىهاى كودكان كه در حركتشان غايت و هدفى در نظر ندارند ، و يا حتى بازى افراد با انگشتان و يا محاسن خود ، و نيز تنفس انسان كه يك حركت ارادى انسان است و مانند حركات بيمارى كه در خواب از پهلويى به پهلوى ديگر مىغلطد و