السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
110
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
اگر حد مشترك ميان آن دو باشد بايد يكى از آنها را جدا كرده به عنوان مرز مشترك حساب كنيم ، آن وقت عدد پنج مىشود چهار . و اگر يكى از خارج بياوريم و به عنوان مرز مشترك اضافه كنيم چون بايد مشترك ميان اجزاء باشد بايد به كلى از آنها جدا نبوده جزوى از آنها حساب شود ، آن وقت عدد پنج مىشود شش . بنابراين مفاهيم عددى كه مفاهيم مستقلى هستند حد مشترك ندارند و كم منفصل مىباشند . كم منفصل عبارت از مفاهيم عددى است كه از تكرار « يك » به دست مىآيند . هر چند « يك » خودش عدد نمىباشد ، زيرا كه تعريف كم بر آن منطبق نمىباشد . مفهوم يك قابل قسمت نيست . واحد ، اصل همه چيز است و خود تقسيم مىشود . اين را هم بگوييم كه مراتب اعداد چون خواص مختلفى دارند ، به نظر دانشمندان اهل فنّ اعداد ، انواع مستقلى بوده هر مرتبهاى يك مفهوم جداگانه مىباشد . كم متصل به قارّ و غير قارّ تقسيم مىشود . كم متصل قارّ ( ثابت ) آن است كه همهء اجزاى آن با هم جمع شوند مثل خط و سطح كه همهء اجزائشان با هم موجودند ولى كم متصل غير قارّ آن است كه اجزائش با هم موجود نباشند مانند زمان كه هر جزء آن پس از فناى جزء قبلى و پيش از آمدن جزء بعدى تحقق دارد . كم متصل قار هم به نوبهء خود سه قسم است : جسم تعليمى كه مقدار جارى در جهات سه گانه جسم طبيعى است كه در هر سه جهت قابل تقسيم است ، و به تعبير ديگر همان اندازهء شكل هندسى يك جسم ، كه در طول و عرض و عمق قابل تقسيم است . دوم سطح كه انتهاى جسم تعليمى است و فقط طول و عرض دارد ، و سوم خط كه انتهاى سطح است و فقط طول دارد و در همان اندازه طولى فقط قابل تقسيم است . آنها كه خلأ را قبول دارند - فضايى خالى از هر گونه موجود - اعتقادى به كم متصل قار ندارند ، زيرا يك واحد متصل خارجى را به طور قطع باور ندارند ، چون احتمال خلأ و عدم اتصال هست . ولى اثبات خلأ مشكل است .