السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

107

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

واحد عمومى قوىتر است با اين‌كه علت بايد قوىتر از معلول باشد . و بدين حساب امكان ندارد كه واحد عمومى ( صورت متبدل ) علت واحد عددى ( مادهء جهان ) باشد . از طرف ديگر ، تبدل معناى صورت اين است كه صورتى برود و صورتى ديگر جايگزين آن شود . خوب اگر صورت قبلى شريك علت و جزء علت مادى است ، از ميان رفتن آن موجب انعدام معلول يعنى ماده مىشود . بنابراين ، احتساب صورت متبادل را شريك علت ماده ، به نفى ماده مىانجامد . ولى اعتراض مزبور با اين توضيح حل مىشود : در مرحلهء قوه و فعل خواهيم گفت كه تبدل صور در حقايق مادى به طور كون و فساد نيست كه صورتى به كلى تباه شود و صورتى ديگر به جاى آن بنشيند بلكه صورت‌هاى مزبور چهره‌هاى يك وجود سيّال متحرك هستند . حقيقت مادى در وجود واحد سيّال خويش حركت مىكند و صورت‌هاى مزبور حدود حركت جوهرى و حقيقى وجود مزبور مىباشند . صور مزبور موجود واحد و خاصى هستند با اتصال واحد ، هر چند يك نوع ابهام داشته وحدتشان با ابهام مزبور همراه است ، ابهامى متناسب با ابهام خود ماده كه قوهء محض است . بنابراين ، اين‌كه مىگوييم : صورت متبادل يك واحد عمومى است كه شريك علت است به اعتبار كثرتى است كه با امكان ، تقسيم پيدا مىكند و گرنه به حسب دقت همهء كثرت‌ها و تقسيم‌ها چهره‌هاى يك واحد خاص هستند . ( دقت كنيد ) . فصل هشتم : اثبات نفس و عقل نفس و عقل وجود دارند : نفس يعنى حقيقتى جوهرى كه ذاتاً مجرد از ماده است ليكن در مقام عمل تعلق به ماده دارد . دليل وجود نفس اين است كه ما در خودمان علم و ادراك مىيابيم ، و خصوصيت علم اين است كه « 1 » مجرد از ماده است ، و با همان وضع

--> ( 1 ) . در دفتر دوم فلسفه به قلم اين‌جانب تجرد علم به خوبى توضيح داده شده است