السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
105
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
فصل ششم : تلازم ماده و صورت ماده نخستين با صورت متلازم بوده هيچ يك جدا از ديگرى وجود ندارند . ماده جدا از صورت نيست به اين دليل كه حقيقت ماده نخستين ، چيزى جز قوه نيست . از هر نظر فقط قوه است و قبول ، و هيچ فعليت ندارد و بنابراين امكان هيچ گونه وجود و تحقق جز به وسيله يك فعليت ماهوى و حقيقى ندارد ، چون بديهى است كه وجود هيچ موجودى بدون فعليت ، مفهوم و معنايى ندارد . حقيقت و جوهرى كه فعليت دارد و مايهء تحقق ماده است همان صورت است . و بدين حساب مطلب ما ثابت است : جدا نبودن ماده از صورت . صورتهاى عالم جسمانى هم از ماده جدا نيستند ، به اين دليل كه هيچ يك از انواع موجوداتى كه به حسّ و تجربه مىآيند ، خالى از نوعى استعداد و قوه تحول و انفعال نيستند . اين يك اصل موضوعى مسلمى است كه از علوم طبيعى اخذ شده است و همانطور كه پيش از اين گفتيم هر گونه انفعال و قوه حتماً كه بدون ماده نمىباشد . پس اين مطلب هم ثابت شد كه : « صورت جسمانى بدون ماده نيست » . فصل هفتم : هر يك از ماده و صورت محتاج يكديگرند با يك بيان اجمالى مطلب ثابت مىشود : تركيب ماده و صورت يك تركيب حقيقى اتحادى است كه وحدتى حقيقى دارد و پيش از اين گفتيم كه اجزاى يك مركب حقيقى به يكديگر نيازمند هستند . ولى توضيح تفصيلى مطلب اينكه : « صورت از نظر تعيّن و هم از نظر تشخّص نياز به ماده دارد : از نظر تعيّن به اين معنا كه نوع خاص يك صورت ، با استعدادى كه در ماده است معين مىشود . هر ماده ، استعداد صورت خاصى را دارد و بدين حساب هر صورتى احتياج به ماده دارد كه بدون آن تعيّن ندارد . چنانكه ماده آن هم با يك صورت