السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

23

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

پس مىباشد . و اگر گاهى اختلاف نسبت را از دست دادند ، ديگر پيشى و پسى نداشته و با هم « مع » ناميده مىشوند . و از تأمل در اين مثال‌ها و مانند آنها بر مىآيد كه سبب پيدايش مفهوم پيشى و پسى اين است كه دو موجود در واجد بودن صفتى زياده و نقيصه پيدا كنند و در هرجا دو چيز را به يك سومى نسبت دهيم و در نسبت ، اختلاف كم و زيادى پيدا شود ، تقدم و تأخر پيش خواهد آمد . چيزى كه هست اين است كه مبدأ مفروض در اين موارد كه نام برديم فرضى و قراردادى است و از همين جهت مفهوم پيشى و پسى به حسب تبدل فرض جاى خود را تبديل مىكنند . ولى اين‌گونه اختلاف را ( اختلاف تشكيكى يا زيادتى و كمى ) در واقعيت خارج نيز داريم و البته روشن است كه كم و زياد پيوسته نسبت به مبدأ متحقق مىشوند ؛ چنان‌كه واحد نسبت به عددهاى ديگر مانند دو ، سه ، چهار ، طبعاً مقدم است ، زيرا تا آن وجود نگيرد ، ديگران موجود نمىشوند . اجزاى هر مركبى طبعاً تا موجود نشوند ، مركب به وجود نمىآيد . اجزاى علت نسبت به معلول همان حال را دارند . . . . « 1 » رابطهء تقدم و تأخر با مسئلهء تشكيك از تحليلى كه براى مفهوم تقدم و تأخر بيان شد ، دانسته مىشود كه اين دو مفهوم به مسئلهء تشكيك باز مىگردد ، زيرا متقدم و متأخر هر دو در نسبت داشتن به يك مبدأ مفروض با يك‌ديگر مشترك‌اند و اختلافشان نيز در همين نسبت مىباشد ؛ به اين صورت كه متقدم سهم بيشترى از آن نسبت دارد و متأخر سهم كمترى . بنابراين ، مابه الامتياز ، به مابه‌الاشتراك باز مىگردد و اين همان تشكيك است . در واقع بحث تقدم و تأخر كه در فلسفه مطرح مىشود و بحث كلى مشكك كه در

--> ( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 4 ، ص 261 - 262