السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

91

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

شريك است كه هردو ، مجموعه‌اى از واحدها هستند و البته هر عددى از عدد ديگر متمايز است ، زيرا واضح است كه عدد چهار غير از عدد پنج و عدد شش غير از عدد هفت است و به همين ترتيب ديگر اعداد . اما ما به الامتياز هر عددى از عدد ديگر ، با ما به الاشتراك آنها مغاير نيست ، يعنى از دو سنخ و از دو جنس نيست ، زيرا امتياز هر عددى از عدد ديگر ، به اضافه شدن واحد يا واحدهايى به آن است ، يعنى همان چيزى كه مناط عدديت و مناط اشتراك اعداد است مناط اختلاف و كثرت و امتياز آنها واقع شده و روى همين خاصيت است كه اعداد ، بالطبع در طول يكديگر قرار مىگيرند ، نه در عرض هم ، و مراتب تشكيل مىدهند ، و هر عددى مرتبه‌اى را اشغال مىكند كه فوق بعضى و دون بعضى ديگر است ، يعنى افراد ماهيت عدد ، افراد طولى است نه عرضى و البته اگر ما به الامتياز از غير سنخ ما به الاشتراك بود افراد طولى معنا نداشت ، بلكه هيچ‌گاه كمال و نقص در افراد نوع عدد معنا نداشت . بلكه مىتوان گفت : كمال و نقص در هيچ موردى مصداق نداشت . با ملاحظهء هر عدد خاصى معلوم مىشود خصوصيت آن عدد ، مقوّم همان عدد مىباشد . مثلا عدد پنج از تعداد خاصى واحد ، تشكيل شده است . تركيب از اين تعداد خاص ، مقوّم عدد پنج است ، به‌گونه‌اى كه اگر تعداد واحدها كمتر و يا بيشتر شود ، آن عدد ، ديگر عدد پنج نخواهد بود ، بلكه عدد ديگرى مىشود . اين خصوصيت ، مقوّم حقيقت عدد نيست ، زيرا در صورت نبودن آن خصوصيت ، باز عدد وجود دارد و نيز اين خصوصيت ، امرى خارج از حقيقت عدد هم نيست و چنان نيست كه عدد پنج ، مركب از عدد و غير عدد باشد . اين است معناى امتياز تشكيكى و رجوع ما به الامتياز به ما به الاشتراك . كثرت طولى و كثرت عرضى نور حسّى از مقايسهء ميان نور و وجود ، به نكتهء ديگرى نيز مىتوان رهنمون شد و آن اين‌كه در حقيقت وجود دو نوع كثرت تحقق دارد ، يكى كثرت طولى و ديگرى كثرت