السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

74

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

مصداقيّت براى آن مفهوم ندارند . مثلا مفهوم « جسم » بر همهء مصاديقش يكسان حمل مىشود و هيچ جسمى نيست كه از نظر جسميّت ، مزيّتى بر جسم ديگر داشته باشد ، هرچند هركدام از اجسام خواصى و بعضى از آنها مزايايى بر بعضى ديگر دارند ، ولى از نظر صدق مفهوم جسم ، تفاوتى با يكديگر ندارند . اما مشكّك ، مفهومى است كه صدق آن بر افراد و مصاديقش ، متفاوت بوده و بعضى از آنها از نظر مصداقيّت براى آن مفهوم ، بر بعضى ديگر مزيت دارند ؛ چنان‌كه همهء خطها در مصداق بودن براى طول ، يكسان نيستند و مثلا مصداقيت خط يك مترى براى آن ، بيش از مصداقيت خط يك سانتيمترى است و يا مثلا مفهوم سياه بر همهء مصاديقش يكسان حمل نمىشود و بعضى از سياهىها شديدتر از برخى ديگر مىباشد . عدم تشكيك در ماهيت 2 . تشكيك در ماهيت ذاتا راه ندارد ، و تشكيك‌هايى كه به ماهيت نسبت داده مىشود بالعرض مىباشد . زيرا ما به التفاوت و وجه امتياز ميان فرد ضعيف ماهيت و فرد شديد آن ، يا در صدق ماهيت بر افراد خود معتبر است و يا معتبر نيست . در صورت اول ، فردى كه فاقد آن ما به التفاوت است ، فرد آن ماهيت نخواهد بود و اين ، بر خلاف فرض است . و در صورت دوم ، اختلاف آن دو فرد در يك امر خارج از ماهيت مىباشد و اين ، بر خلاف تشكيكى بودن ماهيت است . « 1 » حقايق خارجى اختلاف تشكيكى دارند 3 . وجود تشكيك در خارج غير قابل انكار است . بسيارى از موارد هست كه يك فرد از ماهيت ، علت براى فرد ديگرى از آن بوده و در نتيجه ، بر آن مقدم مىباشد ، زيرا ، هر علتى بر معلول خود تقدم دارد و از طرفى ، تقدم و تأخر ، يكى از انواع تشكيك است . و نيز بعضى از افراد يك ماهيت ، بالقوه و برخى بالفعل هستند و موجود

--> ( 1 ) . ر . ك تعليقهء آشتيانى بر شرح منظومه ، ص 12 و درر الفوائد ، ج 1 ، ص 32 .