السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

70

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

براى تبيين مقدمهء نخست اين استدلال ، كه از يك جملهء شرطيه تشكيل يافته است ، بايد چند چيز مورد توجه قرار گيرد : حمل بيانگر اتحاد ميان موضوع و محمول است 1 . حمل ( يا اين همانى ) عبارت است از اتحاد ميان موضوع و محمول . وقتى مىگوئيم : « الف ، ب است » ، به اتحاد ميان الف ( موضوع ) و ب ( محمول ) حكم كرده و يگانگى آن دو را بيان داشته‌ايم . از اين‌جا معلوم مىشود كه قوام حمل به آن است كه از طرفى ، « دو چيز » در كار باشد كه يكى موضوع و ديگرى محمول واقع شود و از طرف ديگر ، ميان آن دو چيز ، نوعى اتحاد و يگانگى وجود داشته باشد . حمل شايع و حمل اوّلى 2 . حمل بر دو قسم است : حمل شايع صناعى و حمل ذاتى اوّلى . در حمل شايع ، موضوع و محمول تغاير مفهومى داشته و از جهت ماهيّت ، مباين با يكديگر مىباشند ، مانند قضيهء : « يخ ، سرد است » يا « گچ ، سفيد است » . ماهيت يخ غير از ماهيت سردى است و هم‌چنين ماهيت گچ غير از ماهيت سفيدى و مباين با آن است . ولى در حمل ذاتى اوّلى موضوع و محمول ماهيت مشتركى دارند ؛ مانند قضيهء : « انسان ، حيوان ناطق است » و يا قضيهء « خط ، كميّت متصل يك بعدى است » . در اين قضايا ، مغايرت ميان موضوع و محمول ، تنها از جهت اجمال و تفصيل و مانند آن مىباشد . ماهيات خاستگاه كثرتند 3 . ماهيّات خاستگاه كثرتند . توضيح اين‌كه هر ماهيتى ذاتا ، با ماهيت ديگر مغاير مىباشد . فرض دو ماهيت ، فرض مغايرت آن دو باهم است . اين مغايرت يا به تمام ذات است - مانند ماهيت سفيدى و ماهيت انسان - و يا به جزء ذات است ، مانند سفيدى و سياهى كه در عين حال كه هردو كيف مبصر هستند ، با يكديگر در جزء مختص به ذاتشان اختلاف دارند . هر ماهيتى تعريفى دارد و نمىتوان تعريف يك