السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

66

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

با روشن شدن بطلان فرض اوّل و دوم ، تنها دو احتمال باقى مىماند ، يكى آن‌كه ماهيت اصيل باشد و وجود اعتبارى - اين قول ، به حكماى اشراقى نسبت داده شده است - و ديگر آن‌كه وجود اصيل باشد و ماهيت اعتبارى كه رأى حكماى مشّاء است . [ دليل طرفداران اصالت وجود ] دليل اوّل بر اصالت وجود و الحقّ ما ذهب إليه المشّاؤون ، من أصالة الوجود . و البرهان عليه : أنّ الماهيّة من حيث هى ليست الّا هى ، متساوية النسبة إلى الوجود و العدم ، فلو لم يكن خروجها من حدّ الاستواء الى مستوى الوجود ، بحيث تترتّب عليها الآثار ، بواسطة الوجود ، كان ذلك منها انقلابا ؛ و هو محال بالضرورة ؛ فالوجود هو المخرج لها عن حدّ الاستواء فهو الأصيل . و ما قيل : إنّ الماهيّة بنسبة مكتسبة من الجاعل تخرج من حدّ الاستواء إلى مرحلة الأصالة فتترتّب عليها الآثار ، مندفع بأنّها إن تفاوتت حالها بعد الانتساب ، فما به التفاوت هو الوجود الأصيل ، و إن سمّى نسبة إلى الجاعل ؛ و ان لم تتفاوت و مع ذلك حمل عليها أنّها موجودة و ترتّبت عليها الآثار ، كان من الانقلاب كما تقدّم . به اعتقاد ما حقيقت همان است كه حكماى مشاء گفته‌اند ، يعنى اصالت وجود . ادله‌اى كه اصالت وجود را اثبات مىكند بدين شرح است : ماهيت با نظر به ذاتش جز خودش چيز ديگرى نيست و نسبتش با وجود و عدم يكسان است ، حال اگر بيرون آمدن ماهيت از اين مرحله و رسيدنش به سطح وجود ، به نحوى كه آثار بر آن مترتب گردد ، به واسطهء وجود نباشد ،

--> - انسان در مرتبه‌اى مقدّم بر وجود يا مؤخّر از وجود است و « وجود » چيزى است جدا از او ، كه معنىاش اين است كه هر چيزى در خارج در آن واحد دو چيز است : ذاتى است و وجودى . اكنون سؤال مىكنيم آن ذات كه در مرتبهء قبل از وجود ، ما آن را فرض مىكنيم ، آيا در مرتبهء قبل از وجود موجود است يا معدوم ؟ اگر در مرتبهء قبل از وجود معدوم باشد كه پس چيزى نيست . اگر در مرتب قبل از وجود موجود باشد ، پس باز وجودى قبل از آن وجود دارد . خوب ، نقل كلام مىكنيم در آن وجود . اين است كه نمىتواند در خارج دو شيئيت و دو حيثيت عينى خارجى داشته باشد . ( شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 69 ) .