السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

67

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

انقلاب در ذات خواهد بود ، و امتناع انقلاب در ذات بديهى است . پس وجود است كه ماهيت را از مرحلهء تساوى بدرآورده و بنابراين ، اصيل مىباشد . و اين‌كه گفته شده : « ماهيت به واسطهء ارتباط و انتسابى كه با خالق پيدا مىكند از حدّ تساوى بيرون آمده و به مرحلهء اصالت و ترتب آثار و اصل مىگردد » ، سخنى است غير قابل قبول ؛ زيرا اگر حالت ماهيت بعد از انتساب به خالق تغيير كرده باشد [ و ماهيت واجد چيزى شده باشد كه قبلا فاقد آن بوده است ] در اين صورت مايهء تفاوت همان وجود اصيل مىباشد ، گرچه انتساب به خالق ناميده شود . و اگر هيچ تفاوتى در آن رخ نداده و خودبخود موصوف به هستى شده و منشأ آثار گرديده است ، انقلاب در ذات خواهد بود ، كه محال بودن آن را يادآور شديم . در اين قسمت نخستين دليل بر اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت بيان شده است . اين برهان يكى از مهمترين ادله‌اى است كه در باب اصالت وجود مطرح مىشود . امتياز اين برهان ، علاوه بر استحكام و اتقان آن ، در اين است كه بر هيچ اصل موضوعه‌اى توقف ندارد و تنها بر اصل واقعيت - يعنى اين‌كه اشيايى در خارج تحقق دارند - و زيادت وجود بر ماهيت مبتنى مىباشد . مقدمات اين برهان به اين صورت تنظيم مىشود : الف . ماهيت برحسب ذات ، نه استحقاق موجوديت دارد و نه استحقاق معدوميت . ب . برخى از ماهيات ، موجودند و در خارج تحقق دارند . ج . اگر موجود شدن اين ماهيات خودبه‌خود و بدون ضميمه شدن وجود به آنها باشد ، انقلاب خواهد بود . د . انقلاب محال است . نتيجه آن‌كه ماهيت ، به واسطهء ضميمه شدن وجود به آن ، استحقاق اتصاف به موجوديت و تحقق را پيدا مىكند و بنابراين ، وجود اصيل مىباشد ، چراكه ضميمه شدن يك امر اعتبارى ، باعث موجوديت و تحقق چيزى نمىشود .