السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

41

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

« اين شير است » . اما در هر مورد ، يك معناى خاص موردنظر است و اين سه مورد تنها در لفظ شير باهم مشترك‌اند . ازاين‌رو گفته مىشود : شير ، « مشترك لفظى » در اين سه‌چيز است . حالت دوم : اين‌كه آن لفظ تنها يك معنا داشته باشد و به اعتبار همان معنا بر موارد گوناگون اطلاق شود ، مانند لفظ « حيوان » كه بر گاو ، گوسفند ، شتر ، ببر و . . . اطلاق مىشود و در همهء اين موارد ، يك معنا از آن فهميده مىشود . در واقع ، اين موارد گوناگون در معنايى خاص ، كه لفظ حيوان براى آن وضع شده ، مشترك‌اند و از اين‌رو ، گفته مىشود : حيوان در اين موارد « مشترك معنوى » است . بنابراين ، مشترك معنوى يك لفظ است كه با يك وضع براى يك معناى كلى كه داراى مصاديق متعددى است ، وضع شده است ، بر خلاف مشترك لفظى كه يك لفظ است كه با چند وضع براى چند معنا وضع شده و اطلاقش بر هر مورد به اعتبار يكى از آن معانى مىباشد . از اين‌جا دانسته مىشود لفظى كه مشترك معنوى است مىتواند احيانا بر موارد بىشمار اطلاق شود ، بر خلاف مشترك لفظى كه طبعا از نوعى محدوديت برخوردار است . « 1 » 2 . آيا اين بحث ، يك بحث لفظى است يا فلسفى ؟ بحث از اشتراك معنوى وجود به دو صورت مىتواند طرح شود كه در يك صورت ، بحثى لفظى و در صورت ديگر ، بحثى فلسفى خواهد بود . صورت نخست : اين‌كه مسئله را به اين شكل طرح كنيم كه لفظ وجود و موجود بر امور گوناگونى اطلاق مىشود ، مانند : انسان ، درخت ، زمين و فرشته در آن‌جا كه مىگوئيم : انسان موجود است ، درخت موجود است ، زمين موجود است ، فرشته

--> ( 1 ) . اشتراك معنوى و اشتراك لفظى دو مفهوم نسبى هستند و يك لفظ به دو اعتبار مىتواند هم مشترك لفظى باشد و هم مشترك معنوى . مثلا همان لفظ « شير » به اعتبار اطلاقش بر مايع خوراكى و حيوان درندهء كذايى مشترك لفظى است ، و به اعتبار آن‌كه بر اقسام و افراد گوناگون آن مايع خوراكى اطلاق مىشود ، مشترك معنوى مىباشد . و به ديگر سخن ، لفظ « شير » مشترك لفظى در مايع خوراكى و حيوان درندهء كذايى است ، و مشترك معنوى در انواع و اصناف گوناگون آن مايع خوراكى ( مانند آن‌چه از گاو دوشيده مىشود و آن‌چه از شتر دوشيده مىشود . . . ) مىباشد .