السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

350

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

معدوم ؛ و اگر موجود باشد دو وجوب آن را فراگرفته است : وجوب غيرى و وجوب به شرط محمول ؛ و اگر معدوم باشد نيز دو امتناع آن را فراگرفته است : امتناع غيرى و امتناع به شرط محمول . به عبارت ديگر ، امكان ذاتى با وجوب غيرى و وجوب به شرط محمول و نيز با امتناع غيرى و امتناع به شرط محمول جمع مىشود ، چراكه هركدام به اعتبار خاصى بر ماهيت عارض مىشوند ، و به بيان ديگر : هركدام در فرض خاصى اعتبار مىشوند . توضيح اين‌كه اگر ماهيت با قطع‌نظر از وجود و عدم ، و علّت وجود و علّت عدمش در نظر گرفته شود ، به امكان ذاتى متصف مىشود ؛ و اگر از آن جهت كه با علت وجودش مرتبط است لحاظ شود ، به وجوب غيرى متصف مىگردد ؛ و اگر مشروط به وجود و متلبّس به وجود در نظر گرفته شود ، وجوب به شرط محمول دارد . بنابراين ، امكان ذاتى ، وجوب غيرى و وجوب به شرط محمول ، هركدام در فرض خاصى اعتبار مىشوند . نسبت به امتناع غيرى و امتناع به شرط محمول نيز قضيه به همين صورت است . بنابراين ، ماهيت در عين حال كه امكان ذاتى دارد ، مىتواند به وجوب و يا امتناع غيرى ، و نيز وجوب و يا امتناع به شرط محمول متصف گردد . امكان ، لازمهء ماهيت است و أمّا كونه لازما للماهيّة ، فلأنّا إذا تصوّرنا الماهيّة من حيث هى ، مع قطع النظر عن كلّ ما سواها ، لم نجد معها ضرورة وجود او عدم ، و ليس الامكان إلّا سلب الضرورتين ، فهى بذاتها ممكنة ، و أصل الامكان و إن كان هذين السلبين ، لكنّ العقل يضع لازم هذين السّلبين ، و هو استواء النسبة ، مكانهما ؛ فيعود الامكان معنى ثبوتيّا ، و إن كان مجموع السلبين منفيّا . امكان يك وصف لازم و انفكاك‌ناپذير از ماهيت است ، به دليل آن‌كه ما وقتى ماهيت را به تنهايى و جداى از هر چيز ديگر تصور مىكنيم ، نه بودش را