السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
342
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
و ثالثا : امكان استعدادى - كه محل استقرارش ماده به معناى اعم آن « 1 » مىباشد - به گونهاى است كه توسط آن ، پديدهء مستعدّ له [ براى آن ماده ] معيّن و مشخص مىگردد ، مانند انسانيتى كه نطفه ، استعداد تبديل شدن به آن را دارد . [ به عبارت ديگر ، براى نطفه ، انسان شدن تعين دارد و اينگونه نيست كه نسبتش با انسان و غير انسان يكسان باشد ] ، بر خلاف امكان ذاتى كه محلش ماهيت است . چراكه امكان ذاتى ، هيچكدام از وجود و عدم را براى ماهيت تعيين نمىكند ، [ بلكه تعيين هركدام با دخالت عامل خارجى مىباشد . ] و اما فرق امكان استعدادى با امكان وقوعى در آن است كه دايرهء امكان استعدادى محدود به پديدههاى مادى است ، ولى گسترهء امكان وقوعى وسيعتر از آن مىباشد . حضرت علامه قدس سرّه پس از بيان معناى امكان استعدادى ، به مقايسهء آن با امكان ذاتى پرداخته و تفاوتهايى را كه ميان آن دو وجود دارد ، تبيين مىكند . حقيقت آن است كه فرقهاى فراوانى ميان آن دو هست به گونهاى كه برخى هيچ وجه اشتراكى ميان آن دو قائل نشدهاند . اما حضرت علّامه - طاب ثراه - يك امر را به عنوان فرق اساسى و ريشهاى ميان امكان استعدادى و امكان ذاتى مطرح كرده و آن را منشأ ديگر تفاوتهايى كه ميان امكان استعدادى و امكان ذاتى وجود دارد ، معرفى مىكند ، اگر چه در كلمات ديگران ، مانند محقق سبزوارى در شرح منظومه ، اين امور در كنار يكديگر ذكر شده بىآنكه برخى متفرع بر برخى ديگر شده باشد . فرق اساسى ميان امكان ذاتى و امكان استعدادى فرق اساسى ميان امكان ذاتى و امكان استعدادى آن است كه امكان ذاتى ، مفهومى اعتبارى و امرى انتزاعى است كه وجود جداگانهاى در خارج ندارد ، و فقط
--> ( 1 ) . مادهء به معناى اعم سه مورد را شامل مىشود : 1 - موارد ماده به معناى خاص آن ، يعنى جوهرى كه پذيراى صور منطبع در خودش مىباشد ، مانند : مادهء عناصر نسبت به صورتهاى عنصرى . 2 - آنچه نفس مجرد به آن تعلق گرفته است ، مانند بدنى كه نفس ناطق مدبّر آن است . 3 - موضوع عرض ، مانند جسم كه موضوع اندازهها و چگونگىها مىباشد . ( ط )